<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><!-- generator="WordPress/2.6.3" -->
<rss version="0.92">
<channel>
	<title>کلمه</title>
	<link>http://www.hashemimadani.net</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Fri, 03 Feb 2012 18:25:54 +0000</lastBuildDate>
	<docs>http://backend.userland.com/rss092</docs>
	<language>en</language>
	
	<item>
		<title>Hey Doll</title>
		<description>
درباره‌ی گلشیفته
الف) مهاجرت آدمی را عریان می‌کند. وقتی که خارج از فضای فرهنگی خودت هستی، خودت هستی. خودت هستی و خودت. نه چشمان چندانی هستند که تو را بپایند، نه رسم و رسومی که تو را در قید خود داشته باشند. خودت هستی و واقعیت بیرونی.
در کشورت که هستی، بین ...</description>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/1521</link>
			</item>
	<item>
		<title>از توریست به زائر: یا تاریخچه‌ی جامعه‌شناسی در ایران</title>
		<description>
استوارت هال در سال 1996کتابی با عنوان «سوالاتی از هویت فرهنگی» را تدوین کرده است (1). «زیگموند باومن» هم در این کتاب که مجموعه‌ی مقالات است، مقاله‌ی مختصری دارد با عنوان «از زائر به توریست- یا تاریخچه‌ی هویت.» در این مقاله، باومن، هویت متجددانه و پساتجددی را با هم مقایسه ...</description>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/1514</link>
			</item>
	<item>
		<title>مانیفست</title>
		<description>
می‌گفت که تا جوان هستید و انرژی در بازو و هیجان در دل و برنامه در سر دارید، تا وقتی که جاه طلب و رویا پرداز هستید، تمام زندگی‌تان را بریزید توی یک کوله پشتی. بعد کوله‌پشتی را بیاندازید به پشت‌تان و بروید و ریسک کنید. یک روز این شهر ...</description>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/1511</link>
			</item>
	<item>
		<title>تسخیر سفارت‌خانه‌ی یک استعمارگر، اخلاقی است/نیست</title>
		<description>
در بحث‌هایی که این روزها بر سر اشغال سفارت انگلیس می‌شود دو رأی و نظر فلسفی در برابر هم می‌ایستند. ابتدا کسانی که معتقدند که موردی مانند تسخیر سفارت انگلیس در سال نود یا سفارت امریکا در سال پنجاه و هشت استثناء هستند و ما می‌توانیم بر خلاف تعهدات‌مان (برای ...</description>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/1505</link>
			</item>
	<item>
		<title>تنهاترین سلیمان</title>
		<description>
خاطرات انگشترم را که کنار هم بگذارم برای خودش داستانی می‌شود، طولانی. اولین خاطره‌اش مال حدود سال‌های هشتاد و سه است، که با محمد که یکی از دوستان دوران کارشناسی‌ام بود، رفته‌ بودیم مشهد. انگشتری دیدیم که چشممان را گرفت و برای اینکه نشان برادری‌مان باشد، هر دو یک شکلش ...</description>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/1501</link>
			</item>
	<item>
		<title>ضد قهرمان</title>
		<description>
چرا ضد قهرمان هستم؟
اول: چون قهرمان‌سازی همیشه حاوی درصدی "دروغ" است. وقتی کسی قهرمان می‌شود. همیشه دروغ‌ها و افسانه‌هایی او را احاطه می‌کند. افسانه‌هایی که همان‌قدر که شیرین هستند، غیرواقعی نیز هستند.
این افسانه‌ها برای خود قهرمان، لذتی گناه‌آلود به همراه می‌آورند که ممکن است به آن عادت کند. ممکن است ...</description>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/1497</link>
			</item>
	<item>
		<title>دود، آرامش، تمایز، ورزش</title>
		<description>
حدود ساعت ده شب بود که داشتم قدم زنان از کتابخانه‌ی دانشگاه به سمت خانه‌ام میرفتم که استاد راهنمایم را دیدم که دارد می‌دود و به سمت من می‌آید. سلامی کردم و جوابی داد و همینطور دوان دوان رد شد. مثل همیشه لباس ورزشی تنش بود و داشت سر شبی ...</description>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/1479</link>
			</item>
	<item>
		<title>افق‌های مردانه و زنانه‌ی یک جامعه</title>
		<description>
نادر و سیمین در واریک
1. باید از صحنه‌ی آخر فیلم "جدایی نادر از سیمین" شروع کنم. نادر و سیمین از سالن دادگاه خارج می‌شوند و در دو ردیف در مقابل هم در راهروی دادگاه منتظر می‌مانند. دوربین در وسطِ دو خطِ موازیِ راهروی طولانی قرار می‌گیرد. در دو سوی راهرو ...</description>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/1453</link>
			</item>
	<item>
		<title>رادیکالیسم انقلابی و محیط زیست</title>
		<description>اول: یکی از دلایلی که من برای ضدامریکایی بودن کافی می‌دانم بلایی است که امریکا و دو-سه کشور توسعه یافته بر سر محیط زیست آورده‌اند و این دقیقاً همان چیزی است که ما از آن غافلیم. امریکا با دارا بودنِ کمتر از پنج درصد جمعیت جهان، مسئول بیش از بیست ...</description>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/1444</link>
			</item>
	<item>
		<title>روزگار بدی است برای برادر بزرگ‌تر بودن</title>
		<description>


درباب شورش‌های لندن
1. «لاتاری»، مالیات حماقت است. «لاتاری» یا مسابقه‌ی «بخت‌آزمایی» یعنی اینکه هر چند وقتی چند پوند خرج کنی تا در یک رقابت با میلیون‌ها انسان دیگر شانس خود را بیازمایی، به امید اینکه با برنده شدن، میلیاردر شوی. لاتاری خیالات تو را پرواز می‌دهد و به آینده‌ای می‌برد ...</description>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/1432</link>
			</item>
</channel>
</rss>

