<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>

<channel>
	<title>کلمه</title>
	<atom:link href="http://www.hashemimadani.net/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.hashemimadani.net</link>
	<description></description>
	<pubDate>Tue, 30 Dec 2008 05:09:50 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.6.3</generator>
	<language>en</language>
			<item>
		<title>شمعی در آخرین کلاس دورۀ کارشناسی ارشد</title>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/151</link>
		<comments>http://www.hashemimadani.net/archives/151#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 30 Dec 2008 05:02:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سيدمرتضي هاشمي مدني</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[حواشی دانشگاه]]></category>

		<category><![CDATA[یادداشت های شخصی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.hashemimadani.net/?p=151</guid>
		<description><![CDATA[ 
ساعت هفت و سی دقیقۀ صبح است. تا بیست دقیقۀ دیگر آخرین کلاس از آخرین درس دورۀ کارشناسی ارشد شروع می شود. در خانه نشسته ام. حداقل نیم ساعت تا دانشکده راه است. با تاخیر به کلاس می رسم.
 الان اسرائیلی ها بمباران غزه را دوباره شروع کرده اند. دو- سه شبکۀ خبری این را می [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"> </p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">ساعت هفت و سی دقیقۀ صبح است. تا بیست دقیقۀ دیگر آخرین کلاس از آخرین درس دورۀ کارشناسی ارشد شروع می شود. در خانه نشسته ام. حداقل نیم ساعت تا دانشکده راه است. با تاخیر به کلاس می رسم.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"> </span>الان اسرائیلی ها بمباران غزه را دوباره شروع کرده اند. دو- سه شبکۀ خبری این را می گویند. پخش زنده هم دارند. سی ان ان دارد برنامۀ طنز کریسمس را پخش می کند. مصر مرزهایش با غزه را بسته تا کمکی به آنها نرسد. پادشاه عربستان چند وقت قبل با صهیونیست ها دیدن کرده بود و پول هتل شان را هم حساب کرد تا سنگ تمام بگذارد. الجزیره ،بان کی مون را نشان می دهد که با لبخندی حماقت آمیز عاجزانه از اسرائیل می خواهد که بمب نریزد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">ساعت شد هفت و چهل و پنج. الان دیگر بعید است به کلاس برسم. چفیه عربی ام را روی میزم رها کرده ام. شک دارم که بیاندازم یا نه. قلبم را چیزی فشار می دهد. یاد دیروز می افتم. با استاد راهنمای پایان نامه ام –دکتر توفیق- جلسه داشتم. حتی درست نمی فهمیدم چه می گویم. همینطور چیزهایی را سر هم می کردم. می گفتم : من از این تجدد خیری ندیده ام که طرفدارش باشم. تجدد دارد به طور سیستماتیک ما را له می کند. در طول تاریخ همیشه سرکوب بوده است. اما هیچ زمانی سرکوب تا این حد سیستماتیک و حساب شده نبود. یاد صحبت یکی از دوستان ارشد می افتم. در پایان نامه اش می خواست که تاریخ فرودستان را بنویسد.چهارچوب نظری اش نظریات پسا استعماری بود. کاش تاریخ مستضعفین را می نوشتند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">همان الجزیره یک مقام اسرائیلی را نشان می دهد که می گوید به غیر از ایران تمام دنیا حماس را تروریست شناخته اند. بعد صحنه هایی را نشان می دهد که یک موشک قسام به یک باغچه در اسرائیل خورده است. می گویند یک نفر زخمی شده. چهره های گریان یک زن را نشان می دهند که احتمالاً با صدای موشک از خواب پریده است. به گمانم این موشک های قسام تنها در صورتی منجر به مرگ می شوند که مستقیم بخورند پس سر یک نفر. <span style="mso-spacerun: yes;">    </span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">دیشب جلوی دفتر حافظ منافع مصر بودیم. علی بلیغ هم آمده بود. سرش را باند پیچی کرده بود.علی همانی است که با نام علیرضا در دو پست قبل کامنت گذاشته بود. در درگیری های جلوی دفتر سازمان ملل یکی از پلیس ها با باتوم زده بود به سرش. سرش هفت تا بخیه خورده بود. دیشب چهار- پنج تا شمع هم روشن کردم. هوا سرد بود. مدام روشن می کردیم مدام با یک نسیم خاموش می شدند. کارمان شده بود همین ور رفتن با شمع ها. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">آخرش به کلاس آخر دکتر سرایی نرسیدم. آخرین کلاس دورۀ کارشناسی ارشد- البته اگر پاس شود. دلم می خواست شمع می بردم سر کلاس روشن می کردم. آخرین کلاس لابد حرمت دارد. آخرین کلاس رسمی بعد از هفت سال گذراندن جوانی در یک دانشکده کوچک. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">مصطفی عقاد که داشت فیلم نامۀ محمد رسول الله (ص) را می نوشت ،داد که امام موسی صدر بخواندش. از نظرات او در فیلم استفاده هم کرد. بعداً شیفتۀ امام صدر می شود. می خواست که فیلم  امام علی (ع) را هم بسازد ، ولی به یک شرط. به شرطی که چهرۀ امام علی (ع) را نشان بدهد و امام موسی صدر بپذیرد که در نقش امام علی (ع) بازی کند. از نظر عقاد ،او نزدیک ترین شخصیت به امام علی (ع) است که در قید حیات است *. شبیه ترین فرد به امام علی (ع)! </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">باز به یاد <a href="http://www.hashemimadani.net/archives/140">آخرین پست</a> قبل از یک سالگی این وب سایت می افتم. کاش من هم می توانستم دست در گردن آفتاب گردان ها عکس یادگاری بگیرم. یک روز هایی -که قبلاً گفته بودم برای ما کم هم نیستند- فکر می کنم که &#8220;کسی از عمق جاده های مه آلود مرا می خواند&#8221;. <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>ساعت هشت و هفده دقیقه است. عمراً به کلاس نمی رسم! این هم شد یک آرزوی برآورده نشدۀ دیگر : روشن کردن شمع در کلاس کارشناسی ارشد. آخرین کلاس رسمی دورۀ کارشناسی ارشد.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">* . به نقل از : <a href="http://smostaghaci.persianblog.ir/post/26">مستغاثی دات کام</a></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.hashemimadani.net/archives/151/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>روز کلمه</title>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/147</link>
		<comments>http://www.hashemimadani.net/archives/147#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 27 Dec 2008 16:20:22 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سيدمرتضي هاشمي مدني</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[مناجات]]></category>

		<category><![CDATA[یادداشت های شخصی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.hashemimadani.net/?p=147</guid>
		<description><![CDATA[ 
&#8230; يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ &#8230; 
&#8230; ای مريم، خدا به تو به كلمه‌اي از خويش بشارت مي‌دهد، نام او مسيح عيسي بن مريم است &#8230; 
 
حکماً فرق است بین کلمه الله و کلیم الله! مسیح کلمه الله بود. البت همۀ وجود کلمه الله است، اما مسیح [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"> </p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; color: #202020; font-family: Tahoma;">&#8230; يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكِ بِكَلِمَةٍ</span><span style="font-size: 10pt; color: #202020; font-family: Tahoma;"> </span><span style="font-size: 10pt; color: #202020; font-family: Tahoma;">مِنْهُ اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ &#8230; </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; color: #202020; font-family: Tahoma;">&#8230; ای مريم، خدا به تو به كلمه‌اي از خويش بشارت مي‌دهد، نام او مسيح</span><span style="font-size: 10pt; color: #202020; font-family: Tahoma;"> </span><span style="font-size: 10pt; color: #202020; font-family: Tahoma;">عيسي بن مريم است &#8230; </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">حکماً فرق است بین کلمه الله و کلیم الله! مسیح کلمه الله بود. البت همۀ وجود کلمه الله است، اما مسیح کلمه برگزیدۀ خداوند است. فرق کلیم و کلمه در این است که او به معنای عام &#8220;کلمه الله&#8221; بود و دیگری به معنای خاص. کلیم آنقدر پاک شد که توانست &#8220;هم سخن حق&#8221; گردد اما کلمه ،خود ، &#8220;سخن حق&#8221; بود. حکماً فرق است بین &#8220;سخن&#8221; با &#8220;هم سخن&#8221;!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">&#8220;کلمه&#8221;، ظاهری است که ره به باطنی می برد. کلمه ،نماد است. نمادی که ریشه در حقیقتی دارد. مسیح جلوۀ حق و کلمه الله بود. خوشا به حال مریم (س)، که چونان کلمه ای دارد. خوشا به حال کلیم که چونان هم سخنی دارد.خوشا به حال مسیح که چونان خدایی دارد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; color: #202020; font-family: Tahoma;">پ.ن 1: سوره مبارکه آل عمران، آیۀ: 4</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">پ.ن 2:وب سایت &#8220;کلمه&#8221; یک سال و یک روزه شد.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.hashemimadani.net/archives/147/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>آفتاب گردان</title>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/140</link>
		<comments>http://www.hashemimadani.net/archives/140#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 23 Dec 2008 23:38:09 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سيدمرتضي هاشمي مدني</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[آدم ها]]></category>

		<category><![CDATA[فلسفه و عرفان]]></category>

		<category><![CDATA[مناجات]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.hashemimadani.net/?p=140</guid>
		<description><![CDATA[
دسته گلی تقدیم به آنکه با آفتاب گردان ها عکس یادگاری می گر فت. 
 
چمران را به خاطر تخصص فیزیک نمی دانم چی چی اش -از نمی دانم کدام دانشگاه امریکا- دوست ندارم. چمران را برای ترک خانواده و ماندنش برای جهاد دوست ندارم. چمران را برای تاکتیک های بدیع جنگ چریکی اش دوست ندارم. [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"><a href="http://www.hashemimadani.net/wp-content/uploads/2008/12/chamran.jpg"><img class="alignnone size-medium wp-image-142" title="chamran" src="http://www.hashemimadani.net/wp-content/uploads/2008/12/chamran.jpg" alt="" width="383" height="295" /></a></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">دسته گلی تقدیم به آنکه با آفتاب گردان ها عکس یادگاری می گر فت. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"><a href="http://www.chamran.org/">چمران</a> را به خاطر تخصص فیزیک نمی دانم چی چی اش -از نمی دانم کدام دانشگاه امریکا- دوست ندارم. چمران را برای ترک خانواده و ماندنش برای جهاد دوست ندارم. چمران را برای تاکتیک های بدیع جنگ چریکی اش دوست ندارم. حتی چمران را برای قلم قوی اش دوست ندارم. چمران را برای همان احساس عارفانه ای دوست دارم که باعث همه ی آن بالایی ها بود. چمران را برای دلشکستگی اش دوست دارم و شفافیتش. برای مناجات های به جا مانده دوست دارمش.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">ارزش دارد این دل نوشته های انسان ها. دل نوشته ها را دست کم نگیرید. مجاهدی مثل &#8220;چمرانِ ما&#8221; هم از دل این دید عارفانه بیرون می آید نه اینکه فکر کنید یک دفعه آدم <strong>دل</strong> می کَنَد و از آن <strong>سر</strong> امریکا <strong>پا</strong> می شود و می رود در <strong>دل</strong> بیروت جنگ زده. مسأله همان &#8220;دل&#8221; است. هر چه هست از همین دل است و دل نوشته هم برای بازماندگان غنیمت.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">دسته گلی تقدیم به مردم غزه. کسانی که هر چه می کشند از نامسلمانی ماست. چمران نشدیم که صهیونیست ها اینقدر گستاخ شدند. شدیم ملک عبدالله، شدیم آل نسیان ، شدیم مبارک، مبارکمان باشد!</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.hashemimadani.net/archives/140/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>عبور از خط</title>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/122</link>
		<comments>http://www.hashemimadani.net/archives/122#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 18 Dec 2008 18:06:21 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سيدمرتضي هاشمي مدني</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[حواشی دانشگاه]]></category>

		<category><![CDATA[کتاب]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.hashemimadani.net/?p=122</guid>
		<description><![CDATA[  
شنبۀ آینده (30 آذر 1387) در دانشکده مان نشست نقد آخرین کتاب دکتر حسین کچویان (نظریه های جهانی شدن : پیامد چالش های فرهنگ و دین) را برگزار می کنیم. این نشست با حضور نویسندۀ کتاب ، دکتر سلیمی از اساتید دانشگاه علامه طباطبائی و دکتر شجاعی زند از اساتید دانشگاه تربیت مدرس برگزار [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"><img class="size-medium wp-image-125 alignnone" title="kachooyan" src="http://www.hashemimadani.net/wp-content/uploads/2008/12/kachooyan.jpg" alt="" width="136" height="182" /></span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">  </span></p>
<p class="MsoNormal" style="MARGIN: 0cm 0cm 0pt" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">شنبۀ آینده (30 آذر 1387) در دانشکده مان نشست نقد آخرین کتاب دکتر <a href="http://kachooyan.com/" target="_blank">حسین کچویان</a> (نظریه های جهانی شدن : پیامد چالش های فرهنگ و دین) </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">را برگزار می کنیم. این نشست با حضور نویسندۀ کتاب ، دکتر سلیمی از اساتید دانشگاه علامه طباطبائی و دکتر شجاعی زند از اساتید دانشگاه تربیت مدرس برگزار می شود. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">بسیج ِ دانشکدۀ کوچک ما چند سالی است که این نشست ها را با عنوان &#8220;عبور از خط&#8221; برگزار می کند. در واقع این نام کتابی است از ارنست یونگر. درون مایۀ مشترک تمام این نشست ها نقد و بررسی کتاب هایی است که از موضعی به نقد تجدد می پردازند. تا به حال دو نشست برگزار شده است و یک سلسله جلسات تاریخ تمدن غرب با این عنوان داشتیم (لینک گزارش آن نشست ها را در زیر می بینید).</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"> </p>
<div></div>
<p><span style="font-size: x-small; font-family: Tahoma;"></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; color: #000000; font-family: Tahoma;">پ.ن 1: شنبه ساعت 1 الی 3  ،خیابان شریعتی ،سه راه ضرابخانه ،خیابان گل نبی، دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبائی، تالار شهید مطهری</span></p>
<p> </p>
<p></span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"> </p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">پ.ن 2 </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">: نشست اول : نقد کتاب &#8220;تجدد از نگاهی دیگر&#8221; اثر دیگری از دکتر حسین کچویان (<a href="http://www.iran-newspaper.com/1385/851011/html/think.htm" target="_blank">قسمت اول </a>– <a href="http://www.iran-newspaper.com/1385/851012/html/think.htm" target="_blank">قسمت دوم</a>) </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">پ.ن 3 : نشست دوم : نقد کتاب &#8220;تکنوپولی&#8221; اثر نیل پست من (<a href="http://www.iran-newspaper.com/1385/851223/html/think.htm" target="_blank">گزارش روزنامه ایران</a>)</span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">پ.ن 4 : چند روز است که آمار بازدید کنندگان سایتم از سی نفر در روز به سیصد نفر افزایش یافته! دلیلش هم ساده است ،حامیان دکتر میر حسین موسوی سایتی برپا کرده اند با عنوان &#8220;کلمه&#8221; و موتور جستجوی گوگل ملت را راست می آورد اینجا. پیشاپیش وجود هرگونه ارتباطی بین سایت پر مخاطب خود و سایت آقای میرحسین موسوی را رد می کنم! و از آحاد ملتِ (راه گم کرده) عذر می خواهم. : )  آدرس صحیح شما این است : &#8220;<a href="http://kalemeh.ir/">سایت کلمه</a>&#8220;!   </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="margin: 0cm 0cm 0pt;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">پ.ن 5 : چون در این متن دو بار نام آقای میر حسین موسوی را آورده ام احتمالاً بازدید سایتم در هفتۀ پیش رو تا ششصد بار در روز افزایش می یابد (با این بار آخر شد سه بار!). <span style="mso-spacerun: yes;"> </span>: )</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.hashemimadani.net/archives/122/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>معرفت رهایی بخش</title>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/109</link>
		<comments>http://www.hashemimadani.net/archives/109#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 13 Dec 2008 06:35:26 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سيدمرتضي هاشمي مدني</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[فلسفه و عرفان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.hashemimadani.net/?p=109</guid>
		<description><![CDATA[چند ماهی است که با دوستان هم دانشکده ای، گروهی به نام &#8220;گروه مطالعاتی دین و علوم اجتماعی&#8221; را راه اندازی کرده ایم. در این گروه مطالعاتی، مقالات اساتید صاحب نظر را مطالعه و در جلساتی هر مقاله را نقد و بررسی می کنیم. این متن را برای وبلاگ گروه نوشته ام.
شوان در جایی اشاره می کند [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">چند ماهی است که با دوستان هم دانشکده ای، گروهی به نام &#8220;گروه مطالعاتی دین و علوم اجتماعی&#8221; را راه اندازی کرده ایم. در این گروه مطالعاتی، مقالات اساتید صاحب نظر را مطالعه و در جلساتی هر مقاله را نقد و بررسی می کنیم. این متن را برای <a href="http://rass.blogfa.com/author-rass2.aspx" target="_blank">وبلاگ گروه </a>نوشته ام.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">شوان در جایی اشاره می کند که : </span></p>
<blockquote>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">معرفت فقط به شرطی ما را نجات می بخشد که کل هستی ما را به حساب آورد؛ معرفت مابعد الطبیعی فقط زمانی که یک طریقت است و وقتی که سرشت مان را به کار می اندازد و تغییر می دهد و زیر و رو می کند، همان گونه که گاوآهن خاک را زیر و رو می کند، مقدس است. این حق امور مقدس است که از انسان ، همۀ آنچه را که هست بطلبند(</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">F.Schuon ,<a href="http://www.worldwisdom.com/public/products/details.aspx?ID=179" target="_blank"> Spiritual Perspectives and Human Facts</a>, 1970 : P138</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">).</span></p>
</blockquote>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">ابتدا اینکه معرفتی رهایی بخش است که تمام وجود انسانی را با تمام ملزوماتش در نظر آورد. معرفتی که محدود به ابعادی یا انسان هایی خاص شود به چه کار می آید؟ معرفتی که مدام خطاپذیر باشد و انسانی، دیگر چه اعتمادی بدان می توان داشت تا سعادت بشر را فراهم کند؟ از سوی دیگر ،کدام انسان چنین شانیت معرفت شناختی ای دارد که به نیاز ها و ابعاد مختلف وجود انسان آگاه گردد و از &#8220;چشم خدا&#8221; به دنیا بنگرد؟ پیامبر! پیامبر متصل کننده ی زمین و آسمان است. هیچ انسانی به صرف انسان بودن نمی تواند دارای چنین معرفتی باشد. ویژگی اصلی معرفت رهایی بخش فرا انسانی بودنش است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">انسان متجدد برای قرون متمادی بعد از رنسانس در مقام خدایی نشسته بود و گویی از مقامی فرا انسانی برای انسان تعیین تکلیف می کرد. فلسفه های تاریخ متجددانه چنان ادعا می کردند که گویی می دانند که تاریخ به کدام جهت می رود گویی می دانند که سعادت انسانی در چیست، گویی می دانند که عدالت چگونه به دست می آید. علم تجربی چنان مقامی یافت که تنها در تاریخ بشری، دین چنان بوده است. برای سده هایی بعد از رنسانس، علم تجربی، معرفه المعارف پنداشته می شد و همۀ علوم می بایست بدان متوسل شوند تا &#8220;واقع نما&#8221; (بیانگر تام و تمام واقعیت) باشند.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">شاید چند قرنی لازم بود تا این شور و سرمستی فروکش کند و انسان متجدد متوجه شود که حقیر تر از آن است که بتواند برنامه ای جامع برای حیات خود ارائه دهد. این آگاهی – که بعد از دهۀ 60 میلادی به وقوع پیوست-<span style="mso-spacerun: yes;">  </span>باعث شد که فیلسوف امروز غربی برای خود مشکلی به نام &#8220;عقلانیت&#8221; را بسازد. </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">پ.ن : دربارۀ عقلانیت بیشتر می نویسم ، ان شاالله.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.hashemimadani.net/archives/109/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>تلخ</title>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/104</link>
		<comments>http://www.hashemimadani.net/archives/104#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 08 Dec 2008 17:34:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سيدمرتضي هاشمي مدني</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[حواشی دانشگاه]]></category>

		<category><![CDATA[فلسفه و عرفان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.hashemimadani.net/?p=104</guid>
		<description><![CDATA[جامعۀ ما بنیاناً جامعه ای منحط است. وقتی می بینم که &#8220;استاد&#8221;ی به تنهایی در برابر موج تخریب ها  و بی اخلاقی ها و ناجوانمردی ها می ایستد و حتی در دانشگاه جز عدۀ معدودی متوجه این مظلومیت نیستند ، وقتی می بینم که &#8220;استاد&#8221; صبر می کند اما اعتقادات خود را زیر پا نمی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">جامعۀ ما بنیاناً جامعه ای منحط است. وقتی می بینم که &#8220;استاد&#8221;ی به تنهایی در برابر موج تخریب ها<span style="mso-spacerun: yes;">  </span>و بی اخلاقی ها و ناجوانمردی ها می ایستد و حتی در دانشگاه جز عدۀ معدودی متوجه این مظلومیت نیستند ، وقتی می بینم که &#8220;استاد&#8221; صبر می کند اما اعتقادات خود را زیر پا نمی گذارد و مقابله به مثل نمی کند ، وقتی می بینم که شکایت به انسانی و مرجعی نمی توان برد مگر که با لبخند ناشی از بلاهت روبرو شویم ، وقتی می بینم که با &#8220;استاد&#8221; نه تنها همکارانش بلکه دانشجویان و مثلاً روشنفکران هم برخورد می کنند تا او را به زور همرنگ جامعه کنند –که بیا مثل ما باش- ، و مهم تر از همه وقتی می بینم این نه هنجاری مخصوص این یا آن دانشگاه<span style="mso-spacerun: yes;">  </span>که اساساً الگوی کنش مشترک جامعۀ ما است تازه می فهمم &#8230; .</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"> </p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">تازه می فهمم که معنی نگاه های غم آلود و افسردۀ یک &#8220;استاد&#8221; در دانشکده مان و یک &#8220;استاد&#8221; در دانشگاه دیگر چیست. تازه می فهمم که جمالزاده چرا عمری را در غرب زیست و اصرار همگان برای بازگشتش کارساز نشد تا در غربت جان داد. تازه معنای گفتۀ یکی دیگر از اساتیدم را می فهمم که می گفت: &#8220;رفتار همکاران در دانشگاه خیلی پیچیده است. من از پیچیدگی خوشم می آید اما اینجا رفتار ها به طرز احمقانه ای پیچیده است!&#8221;</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">آدم های با اخلاقی که تسلیم جامعۀ امروز ما نمی شوند مانند جزایری در اقیانوس تنها می مانند. امکان طردشان از طرف اجتماع بسیار زیاد است. بعید است که تشویقی را از جامعه کسب کنند مگر به بهای کار ها و خدماتی که دیگر به راحتی نمی توان نادیده گرفتشان. پاداش های جامعۀ ما –مانند هر جامعۀ دیگری- برای کسانی است که از هنجار ها و راه های تثبیت شده بروند و راه های تثبیت شدۀ رفتار امروزین ما بنیاناً راه های فاسد و –نه غیر اخلاقی که اساساً- ضد اخلاقی است.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">دو راه برای یک عضو جامعۀ ما وجود دارد: یا به قواعد تثبیت شده گردن بگذارد و بی اخلاق شود –حال با هر نوع ظاهر عابدانه ای که می خواهد باشد. یا مقاومت کند و شاید له شود. اما بر خلاف آن راه اول ،ظاهراً له می شود و باطناً ایستاده است و انسانیتش را به بهای ماندن در جامعۀ فاسد نفروخته است. اساساً عرفان از نظر من همین ماندن و ایستادن است. راه سلوک عرفانی همین مبارزه با فساد است ،حال به هر قیمتی. هر قیمتی می ارزد به اینکه گردن خم نکند چون بدترین آدم ها آنهایی هستند که روحشان را به شیطان می فروشند؛ فاوست!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">راه دیگری هم هست : هجرت! هجرت رفتن از جامعه ای است که نمی توان تغییرش داد . فرار از مردابی که او را فرومی کِشد. فراری به نفع روح. زمانی که دیگر ناامید شده است از دیدن نوری در این زندان. گرچه باز از زندانی به زندان دیگر می رویم مگر با جدا شدن روح از بدن که &#8220;</span><span style="font-size: 10pt; color: #000000; font-family: Tahoma;">گلریزون میکنیم واسه کسی که آزاد میشه از این چاردیواری که همه ی دنیا چاردیواریه!</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">&#8220;.</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"> هنوز قانع نشده است که باید هجرت کند. شاید فکر می کند هنوز روزنه ای وجود دارد. </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">دنیای تلخی است برای او!</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"> </span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">* امروز صبح دانشجویان نادان یک کلاس در دانشگاه تهران استادشان را باز به جزیره فرستادند تا تنهابماند. اما باز &#8220;استاد&#8221; ایستاد. اسم استاد و شرح ماجرا بماند، این روندی است همه روزه و همه جایی!</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.hashemimadani.net/archives/104/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>لینکستان: من و بنفشه کوهی نگار همدگریم!</title>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/100</link>
		<comments>http://www.hashemimadani.net/archives/100#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 03 Dec 2008 20:32:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سيدمرتضي هاشمي مدني</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[لینکستان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.hashemimadani.net/?p=100</guid>
		<description><![CDATA[در این مجله ابتدا مصاحبه ای را بخوانید که خبرگزاری فارس با وحید جلیلی انجام داده است و در این مصاحبه سردبیر مجلۀ راه از برخی فیلم های &#8220;جشنوارۀ سینما حقیقت&#8221; انتقاد کرده است. ملاصدرا علیه اندیشۀ مدرن عنوان مصاحبه ای است با سلمان صفوی -رئیس مرکز تحقیقات ایرانی لندن. در مطلب دیگری که خواهید خواند نقل قول کوتاهی از پیتر [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در این مجله ابتدا مصاحبه ای را بخوانید که خبرگزاری فارس با <a href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8708010748">وحید جلیلی</a> انجام داده است و در این مصاحبه سردبیر <a href="http://rahmag.blogfa.com/">مجلۀ راه</a> از برخی فیلم های &#8220;جشنوارۀ سینما حقیقت&#8221; انتقاد کرده است. <a href="http://www.iran-newspaper.com/1386/860730/html/think.htm">ملاصدرا علیه اندیشۀ مدرن </a>عنوان مصاحبه ای است با سلمان صفوی -رئیس مرکز تحقیقات ایرانی لندن. در مطلب دیگری که خواهید خواند نقل قول کوتاهی از<a href="http://religioussocio.blogfa.com/post-12.aspx"> پیتر برگر دربارۀ انقلاب اسلامی </a>آمده است. <a href="http://www.iranscape.com/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=462&amp;Itemid=76">آرمانشهر سنت آگوستین </a>هم آخرین لینک متنی این مجله است که به برخی آراء این فیلسوف می پردازد. در نهایت هم شعری از استاد موسوی گرمارودی را می خوانید که در بیت زیبایی از آن آمده است :<br />
<a href="http://shakva.blogspot.com/2008/06/blog-post_05.html">من و بنفشۀ کوهی نگار همدگریم<br />
دل یگانۀ ما گر چه در دو پیرهن است</a></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.hashemimadani.net/archives/100/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>شهادت مجازی!</title>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/91</link>
		<comments>http://www.hashemimadani.net/archives/91#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 24 Nov 2008 07:39:43 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سيدمرتضي هاشمي مدني</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[یادداشت های شخصی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.hashemimadani.net/?p=91</guid>
		<description><![CDATA[در روز تولدم وهابی ها وب سایتم را هک کردند. داشتم فکر می کردم امروزه دیگر فضای حقیقی تنها فضای نفس کشیدن (و نفس دیگران را قطع کردن) نیست. فقط آن مردک وهابی بیرون نیست که سی کیلو بمب ببندد به خودش و صد ها نفر را بکشد. افراطی ها در فضای مجازی هم فعال [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;">در روز تولدم وهابی ها وب سایتم را هک کردند. داشتم فکر می کردم امروزه دیگر فضای حقیقی تنها فضای نفس کشیدن (و نفس دیگران را قطع کردن) نیست. فقط آن مردک وهابی بیرون نیست که سی کیلو بمب ببندد به خودش و صد ها نفر را بکشد. افراطی ها در فضای مجازی هم فعال شده اند. یادم<span style="mso-spacerun: yes;">  </span>می آید تابستان امسال که به عمره ی دانشجویی رفته بودم ، یکی از همین وهابی ها جلوی بقیع کارتی به ما داد که یک سری آدرس اینترنتی روی آن نوشته شده بود. بالایش هم نوشته بودند &#8220;سایت های مفید&#8221;. لیست سایت های تبلیغاتی وهابی ها بود.<br />
</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"><br />
</span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"> وقتی یک هکر سعودی اینجا<span style="mso-spacerun: yes;"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US;"><span dir="rtl" lang="FA"> را هک کرد-و عکس توهین آمیز به امام ، رهبر و آیت الله سیستانی را در صفحه ی اول گذاشت- به این فکر افتادم که اگر در دنیای حقیقی آن مردک وهابی بمب به خودش می بندد و میان شیعیان می رود ، وقتی در دنیای واقعی شیعیان کشته شده را شهید می دانیم ،و وقتی که گروه های مبارز شیعه در لبنان و عراق و ایران کار خود را جهاد می نامند ، از سوی دیگر وقتی که وهابی ها همین کار را در دنیای مجازی هم می کنند و سایت های شیعه را هک می کنند ، پس می توان گفت که در عرصه ی مجازی هم این مبارزه ادامه دارد. پس می توان گفت که ما نیاز به جهادگران مجازی داریم. شاید هم بتوان گفت که به یک معنا کسی که هک می شود ، شهید مجازی است. خب پس شهادتم مبارک! خوبی این نوع شهادت ها این است که اگر استخوانی در گلوی شان باشی ممکن است تا چند بار هم شهید شوی!<br />
</span></span></span></span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US;"><span dir="rtl" lang="FA"><br />
پ.ن1: این هدیۀ وهابی ها به مناسبت روز تولدم بود!</span></span></span></span></p>
<p class="MsoNormal" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%;" dir="rtl"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA;"><span style="mso-spacerun: yes;"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma; mso-bidi-language: FA; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'; mso-ansi-language: EN-US; mso-fareast-language: EN-US;"><span dir="rtl" lang="FA">پ.ن 2: سپاس از حمید که اینجا را دوباره راه انداخت.</span></span></span></span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.hashemimadani.net/archives/91/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>نگاهی به فرصت های اپزسیونی PressTV</title>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/86</link>
		<comments>http://www.hashemimadani.net/archives/86#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 14 Nov 2008 22:35:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سيدمرتضي هاشمي مدني</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[مطالعات اجتماعی /مطالعات فرهنگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.hashemimadani.net/archives/86</guid>
		<description><![CDATA[  

این مطلب در آخرین شمارۀ مجلۀ &#8220;راه&#8221; منتشر شد. در این شماره پرونده ای برای پرس تی وی داشتیم. البته این پرونده هنوز باز است و در شماره های بعد هم مطالبی را خواهیم داشت. در این شماره دوست اهل دلمان  هم نوشته اند که می توانید در وبلاگشان این مطلب را بخوانید*(کاش ما هم اهل دل بودیم نه &#8220;اهل نظر&#8221;! : [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">  </span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"></span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"></span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"></span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"></span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"></p>
<p align="right" style="text-align: center"><img width="342" src="http://www.hashemimadani.net/wp-content/uploads/2008/11/raahmag5.jpg" alt="مجله راه 1" height="453" style="width: 328px; height: 437px" /></p>
<p>این مطلب در آخرین شمارۀ <a href="http://rahmag.blogfa.com/">مجلۀ &#8220;راه&#8221;</a> منتشر شد. در این شماره پرونده ای برای پرس تی وی داشتیم. البته این پرونده هنوز باز است و در شماره های بعد هم مطالبی را خواهیم داشت. در این شماره <a href="http://shbesf.persianblog.ir/post/37/"><strong>دوست اهل دلمان </strong></a> هم نوشته اند که می توانید در وبلاگشان این مطلب را بخوانید*(کاش ما هم اهل دل بودیم نه &#8220;اهل نظر&#8221;! : ) ) .</p>
<p></span></p>
<p align="right" style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">_________________________</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">  </span></p>
<p><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">با گذشت مدتی از آغاز به کار شبکه ی خبری انگلیسی زبان ایران <a href="http://www.presstv.com/">(</a></span><a href="http://www.presstv.com/"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" dir="ltr">Press TV</span><span dir="rtl"></span></a><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"><span dir="rtl"></span><a href="http://www.presstv.com/">) </a>،این شبکه مراحل ابتدایی تثبیت خود را پشت سر گذاشته است. <o:p></o:p></span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">سوالی که بعد از گذشت این دوران مطرح می شود این است که سیاست گذاری این شبکه باید روی به کدام جهت داشته باشد تا تأمین کننده ی اهداف انقلاب اسلامی باشد؟ یا به عبارت دیگر چگونه عمل کند تا هم در این رقابت شدید رسانه ای مخاطبان قابل توجهی را به خود جلب کند ،و هم هدف تبلیغی خود ،در رساندن پیام انقلاب اسلامی به مخاطبان غیر ایرانی ،را تأمین کند؟ در اینجا سوال از سیاست گذاری های کلانی است که می بایست با مهارت در برنامه سازی های این شبکه خرد شوند.<br />
<span id="more-86"></span><br />
</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">ما از دو مسیر می توانیم به بررسی امکانات و وظایف این شبکه بپردازیم ؛ابتدا باید بدین مسئله پرداخت که پرس تی وی در چه فضای رسانه ای و جهانی ای باید حاضر شود ،یا محیطی که این رسانه در آن عمل می کند چه مشخصاتی دارد ،از سوی دیگر می بایست توجه کرد که خود شبکه پرس تی وی چه ویژگی های نهادی و فرهنگی دارد ،یعنی به چه نهاد هایی وابسته است ، چه اندیشه ای باعث شکل گیریش شده و چه تفکری در پس عملکرد این نهاد حضور دارد.</p>
<p></span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">1</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">. پرس تی وی کنشگر کدام محیط است؟ در دهه های اخیر- همانگونه که مشهور است- انقلابی ارتباطی به وقوع پیوسته که روز به روز بر سرعت آن افزوده می شود. فضایی که در آن صدها رسانه ی قدرتمند هر روزه سعی در جلب مخاطب دارند. فضایی که تلویزیون و اینترنت به هم پیوسته اند و تمام شبکه های مهم تلویزیونی، سایت های پر مخاطبی نیز در دنیای مجازی دارند. که البته این پوشش همه جانبه ی رسانه ای تمام دنیای ما را دنیایی مجازی کرده است.<br />
</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">بودریار تعبیر مشهوری دارد که در زمان جنگ خلیج فارس مدعی شد اصولا این جنگ رخ نداده بلکه دست ساز(= بازنمائی) رسانه های غربی است. این تنها کنایه ای است از قدرت رسانه ها در دنیای امروز. پس ویژگی اول این محیط، رقابت غول های رسانه ای –و عمدتاً غربی- است.</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">همین ویژگی رویه ی دیگری دارد. مطمئناً این رسانه ها به بازنمائی بی کم و کاست &#8220;واقعیت&#8221; نمی پردازند. انها روایت خود را با انواع روش ها به مخاطب می قبولانند.این همان منشاء اصلی قدرت رسانه است. البته در نظریات جامعه شناختی، دوران در نظر گرفتن مخاطب رسانه ها به مثابه ی<span>  </span>افراد منفعل و پذیرای صرف پیام ها مدتهاست سپری شده . مخاطب ،فعال و تفسیر کننده است و در پیام های متنوع رسانه ها دست به گزینش می زند. معترض این امر نیستیم. اما با این حال نمی توان از قدرت فضا سازی و تلقینی این رسانه های جهانی چشم پوشی کرد. این رسانه ها در شکل گیری ذهنیت مخاطب موثرند. اینها هستند که به او می گویند که کدام خبر بر دیگر خبر ها ارجحیت دارد و دانستن چه چیزهایی مهم است. پس ویژگی دوم این فضا حضور قدرتمند پیام رسانه های رقیب- نه تنها در محیط بیرونی که- در اذهان بسیاری از مخاطبان است.<br />
</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">دیگر اینکه گستردگی منطقه ی تحت پوشش رسانه یک پیامد مهم دارد. دیگر مخاطبان شبکه ها مردمی از ملیت و فرهنگ خاص نیستند. نژاد ها ، ادیان و فرهنگ های مختلف مخاطبان بالقوه ی یک رسانه ی جهانی خواهند بود. این سومین ویژگی فضای جهانی ای است که پرس تی وی در آن پای می گذارد ؛مخاطبان با فرهنگ های متکثر. حتما ً برای فضای جهانی رسانه ، ویژگی های بیشتری نیز وجود دارد که از آنها می گذریم.<br />
</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"><br />
چه نتیجه ای می توان گرفت؟ رویکرد کلی پرس تی وی در این فضای رسانه ای چگونه می بایست باشد؟ به دلیل چند فرهنگی بودن مخاطبان پرس تی وی ،این شبکه چاره ای ندارد جز اینکه تعریفی وسیع از محدوده ی ارزشهایش ارائه دهد. دایره ای را تصور کنید و آن را محدوده ی ارزش های انقلاب اسلامی بنامید. به نظر من پرس تی وی با توجه به ویژگی های مذکور فضای رسانه ای جهانی مجبور است که این دایره را تا جای ممکن وسیع در نظر بگیرد. یعنی تا جایی که فکر می کنیم می توان در این دایره به ارزشهای انقلابی هر چند کمرنگ (یا با رنگ های دیگر!) اشاره کرد. و نه تنها این بلکه پرس تی وی در ابتدا می بایست در لب مرز این دایره بایستد. جایی که در تیررس<span>  </span>دید مخاطبانش در دایره های دیگر ارزشی است. اما این تنها مرحله ی دوم کار است (مرحله ی اول همان بود که گفته شد پشت سر گذاشته شده ؛ همان مرحله ی تثبیت اولیه). در مرحله ی سوم و بعد از جذب مخاطب از دوایر ارزشی مجاور ، حال این هنر سیاست گذاران است که کمی از مرز دایره فاصله بگیرند و به عمق نزدیک شوند. این دقیقا مرحله ای ست که در مطالعات رسانه آن را مرحله ی &#8220;ذائقه سازی&#8221; می نامند. حال دیگر این شبکه است که با هنرمندی مخاطب را به تدریج و با خود به مرکز دایره می کشاند.</p>
<p>2</span></span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"></span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">. اما ویژگی های پرس تی وی چیست؟ بار دیگر از دو سوی می توان به این سوال جواب داد . از طرفی محدودیت ها و از طرف دیگر آزادی های پرس تی وی کدام اند؟ مهم ترین امری که ممکن است مانع حرکت یک رسانه گردد یک آسیب آن است. آسیب دولتی بودن. رسانه ی دولتی مجبور است منافع دولت را تأمین کند. اما وقتی که مدیران بالا دستی از کار رسانه ای انتظار زودبازدهی و &#8220;سخنگویی&#8221; دارند ،جلب رضایت این سیاست گذاران امکان کار حرفه ای را محدود خواهد کرد. بدین گونه که – به عنوان مثال- رسانه ی مفروض مجبور است مدام مواضع علنی سیاسی و دولتی را جار بزند. در حالی که در بسیاری مواقع لازم نیست به امر سیاسی مستقیما پرداخته شود. وقتی ما از گونه ی هنری خاصی دفاع می کنیم یا پوشش خبری یک نوع خاص از سرگرمی را بر عهده می گیریم همزمان کاری سیاسی هم می کنیم. یعنی هدف کلی مان را به پیش می بریم (باز به قول عالمان این حوزه &#8220;برجسته سازی&#8221; می کنیم). <span> </span>اما مدیریت دولتی کم اطلاع اجازه ی این جولان های حرفه ای را نمی دهد و می خواهد نتیجه ای فوری بگیرد. پس این آسیب محتمل است که رسانه ی دولتی (در هر جایی) شدیدا غیر حرفه ای اداره شود و به صورتی عریان اهداف کلی را جار بزند. همان اهدافی که قرار بود به صورتی غیر ملموس به مخاطب ارائه شوند. البته باید تذکر داد که این محتمل است و لزوماً هر رسانه ی دولتی ناکارآمد نخواهد شد.<br />
</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">اما تاکید اصلی متن حاضر بر روی آزادی های پرس تی وی است. به عبارتی فرصت هایی که پرس تی وی می تواند به خوبی از آنها بهره گیرد. این فرصت ها در واقع تا حدود زیادی برخاسته از ویژگی کلی موقعیت اپزسیون و انقلابی ایران در جامعه ی جهانی است. اندیشه ی حاضر در پس کنش های انقلابی ایرانیان اندیشه ای ست که وضع کنونی و دیدگاه های رایج و مسلط غربی را به چالش می کشد. به نظر می رسد که درست این اندیشه ی ناسازگار است که مانع هضم انقلاب اسلامی در دنیای مدرن می شود و با تمام آسیب هایی که نظام اسلامی بدان ها دچار شده ،همچنان استخوانی در گلوی &#8220;نظم نوین جهانی&#8221; است.<br />
</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">از این که بگذریم ،لازم است فواید این موضع اپزسیون و جایگاه &#8220;تمایل به تغییر&#8221; را بدانیم. از کلی که به جزئی بیاییم باید گفت ؛ما در تغییر خواهی ،با جنبش های اجتماعی جهانی و در هدف کلی با جنبش های احیای اسلام و در هدف جزئی تر با جنبش شیعیان وجوه و منافع مشترک داریم. پس رسانه های -با مخاطب - جهانی مان می توانند هماهنگ با این موقعیت به سخنگوی جنبش های جهانی تبدیل شوند.<o:p></o:p></span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">جهان امروز جهان جنبش های اجتماعی است. دوران انقلابات ملی به سر آمده و اگر هم انقلابی صورت گیرد از جمله ی نوادر است. اما تغییر آفرینی هیچ گاه پایانی ندارد. امروزه این جنبش های معترض اجتماعی هستند که نیروی تغییر آفرین محسوب می شوند.<br />
</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">با همگام شدن با این جنبش ها ،شبکه خبری پرس تی وی می تواند با استفاده از قدرت ملت ها و نه دولت ها و با تاثیر گذاری نرم و همزمان انقلابی خود، &#8220;تهدید&#8221; جایگاه اپزسیون و انزوا را به &#8220;فرصت&#8221; رساندن پیام خود به ملت ها تبدیل کند. این هدف ،هماهنگ با جایگاه اندیشه ی انقلاب اسلامی است. در واقع انقلاب اسلامی با بسیاری از جنبش های معترض ،دارای منافع مشترک است، پس رسانه ی انقلابی می تواند سخنگوی این نیرو های تغییر آفرین باشد.<o:p></o:p></span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"><span> </span>روی دیگر این امر این است که پرس تی وی -به طور خاص- نمی تواند از شبکه های خبری غربی مانند سی ان ان و بی بی سی و دویچ وله و مانند آنها الگو بگیرد. چرا که <span> </span>الگوی کنش رسانه ای آنها الگوی رسانه ای وابسته به اندیشه ی مستقر و حافظ وضع موجود است. الگوی ترویج مصرف ،ترویج رفاه و راحت طلبی و یک کلام ؛ الگوی مدرن سرمایه داری. بالعکس رسانه ای که در جایگاه معترض ایستاده است ، رسانه ی مظلومان است. او خبر رسان صدای پای تغییر است. صدای پای &#8220;فردا&#8221;!<br />
</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA"><br />
پ.ن1 : * &#8220;دوست اهل دل&#8221; همان دکتر شهاب اسفندیاری است که در ناتینگهام انگلستان ، مطالعات فرهنگی می خواند.<br />
پ.ن2 : متن چاپ شده در &#8220;راه&#8221;، ورژن تغییر یافته ای از این متن است! حتماً مجله را بخرید. همۀ روزنامه فروشی های معتبر &#8220;راه&#8221; را دارند. اگر ندارند به خاطر این است که معتبر نیستند! : )</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.hashemimadani.net/archives/86/feed</wfw:commentRss>
		</item>
		<item>
		<title>اوباما</title>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/84</link>
		<comments>http://www.hashemimadani.net/archives/84#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 08 Nov 2008 16:21:29 +0000</pubDate>
		<dc:creator>سيدمرتضي هاشمي مدني</dc:creator>
		
		<category><![CDATA[مطالعات اجتماعی /مطالعات فرهنگی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.hashemimadani.net/archives/84</guid>
		<description><![CDATA[در اولین مصاحبۀ مطبوعاتی بعد از پیروزی در انتخابات اوباما به شش سوال جواب داد. سوال اول دربارۀ اقتصاد ، سوال دوم دربارۀ خانواده و سوال سوم دربارۀ ایران و نامۀ رئیس جمهور بود. او دربارۀ نامۀ رئیس جمهور ایران گفت: &#8220;کشور (=امریکا) نمی تواند دو رئیس جمهور(=اوباما و بوش) داشته باشد. من هنوز به کاخ سفید نرفته ام [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">در اولین مصاحبۀ مطبوعاتی بعد از پیروزی در انتخابات اوباما به شش سوال جواب داد. سوال اول دربارۀ اقتصاد ، سوال دوم دربارۀ خانواده و سوال سوم دربارۀ ایران و <a href="http://goftanihaa.blogfa.com/post-133.aspx">نامۀ رئیس جمهور</a> بود. او دربارۀ نامۀ رئیس جمهور ایران گفت: &#8220;کشور (=امریکا) نمی تواند دو رئیس جمهور(=اوباما و بوش) داشته باشد. من هنوز به کاخ سفید نرفته ام و نمی توانم موضع گیری قاطعی داشته باشم اما به هر حال به نامه جواب خواهم داد&#8221; (نقل به مضمون). هنوز زود است دربارۀ اوباما حرف بزنیم. مطمئناً او بهترین گزینه ای بود که منافع امریکا را تأمین می کرد اما آیا بهترین گزینه برای ایران هم هست؟ همان طور که در پست قبل نوشتم این را بعید می دانم.<br />
</span><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">ساده است. این را بارها هم شنیده ایم که امریکا کشور لابی هاست و قوی ترین لابی ها از آنِ صهیونیست هاست. اوباما هم حتی اگر همان &#8220;نیک مردی&#8221; باشد که برخی رسانه ها تبلیغ می کنند، در این سیستم از پیش تعیین شده نمی تواند قدمی بدون اجازه بردارد. یا حداقل به نظر نمی رسد یه راحتی بتواند! <o:p></o:p></span></p>
<p style="text-justify: kashida; margin: 0cm 0cm 0pt; text-align: justify; text-kashida: 0%" dir="rtl" class="MsoNormal"><span style="font-size: 10pt; font-family: Tahoma" lang="FA">خبر ها و سخنرانی های اوباما را چند ماهی است<span>  </span>که دنبال می کنم. در این مدت به نظرم رسیده است که -و آنچیزی که فعلاً می توان گفت این است که-؛ اوباما یک سیاستمدار جوان و بسیار باهوش است. نمی دانم از این هوش به چه صورت استفاده می کند اما همین قدر می توان گفت که وقتی در امریکا سیاست از دست سیاستمداران خشن و قلدر به دست سیاستمداران زیرک و تحصیلکرده می افتد، سیاستمداران رقیب باید بدانند که زمین بازی عوض شده یا بهتر بگویم؛ بازی از فوتبال امریکایی به شطرنج تبدیل شده. پس حساب شده باید بازی کرد.</span></p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.hashemimadani.net/archives/84/feed</wfw:commentRss>
		</item>
	</channel>
</rss>
