25, نوامبر, 2013

He who laughs last laughs best

Category: مطالعات اجتماعی و فرهنگی – Author: سيدمرتضي هاشمي مدني

در باب توافقنامه‌ی ژنو

رفتار متمدنانه، رفتاری‌ست مبتنی بر پذیرش تفاوت همیشگیِ افراد در جامعه. تفاوت عمده، اختلاف در منافع است. اما وقتی توان حذف دیگری را نداری (و اگر هم داری آن را اخلاقاً مذموم می‌دانی) در عین حال نیاز داری که با دیگری زندگی کنی، باید سطحی از چشم‌پوشی را بپذیری. به این صورت که تاب تحمل ماسک‌های مودبانه بر صورت و لبخند‌های مصنوعی بر لب و حرف‌های نگفته در دل را داشته باشی. دیگری را بپذیری، هر چند خوش نداری. همین مساله در روابط بین الملل هم صدق می‌کند. اگر همیشه تفاوت منافع‌مان را در معرض دید بگذاریم، هم آن منافع را در خطر قرار‌ می‌دهیم هم در حالت جنگ و مخاطره‌ی همیشگی قرار می‌گیریم. بگذارید هر کس تفسیر خود را از متن توافقنامه‌‌ی ایران و 5+1 داشته باشد. صهیونیست‌ها و تندروهای نئوکان و تندروهای داخل آن را شکست می‌دانند، دولت‌های امریکا و ایران هم این را پیروزی خود می‌پندارند. مهم این است که هر کسی چیزی در دست دارد که به آن افتخار کند. مهم این است که هیچ کس هم مطمئن نیست که این چیزی که در دست دارد همان چیزی‌ست که دنبالش بود. از قضا این عدم اطمینان منجر به عدم شکل‌گیری ائتلاف‌های خطرناک در غرب می‌شود. ابهامی که به صلح منجر شود، بهتر از شفافیتی که به تنش بیانجامد. اینکه باراک اوباما و جان کری در سخنرانی‌های بعد از مذاکراتِ ژنو بارها تکرار می‌کنند که “با شفافیت می‌گویم…” یا “متن توافقنامه به وضوح می‌گوید که…” به این معنی است که آن متن به اندازه‌ای مبهم است که نیاز به مفسر دارد.

فکر می‌کنم آنچه ایران را از کشورهای دیگر خاورمیانه متمایز می‌کند همین توان کنترل بحران‌ها با بازی‌های مودبانه است. باید برگردیم و رفتار حکام اصفهان و شیراز با مغول‌ها را ببینیم. ببینیم که چطور اشغالگرانِ بی‌تمدن و بیابانی فکر کردند که نیمی از ایران را بی‌دردسر اشغال کرده‌اند، اما بعد از چند دهه‌ روح و جانشان اشغال شد. یعنی مغول‌ها ایرانی شدند. تا جایی که الجایتوی مغول نام ایرانیِ “خدابنده” را برای خودش انتخاب کرد و ماموریت خود را گسترش اسلام دانست. آرام! آرام! پدران ما با آرامش و بردباری و خلق موقعیت‌های مبهم، این سرزمین را حفظ کردند، نه با عربده‌کشی به سبک نتانیاهو و فابیوس.