9, آگوست, 2012

مخاطب مراسم افتتاحیه‌ی المپیک، فتنه‌گرانِ تاتنهام بودند، نه جهانیان!

Category: قصه های جزیره,مطالعات اجتماعی و فرهنگی – Author: سيدمرتضي هاشمي مدني

مراسم افتتاحیه‌ی المپیک امسال در لندن می‌توانست مثل مراسم افتتاحیه‌ی المپیک چین نمایش باشکوهی از نور و صدا و تصویر و خیال باشد. می‌توانست پر باشد از لحظات غافلگیرکننده. می‌توانست نمایش اقتدار باشد. دقیقاً آن چیزی که همه انتظار دارند. اما اینگونه نبود.

نمایش افتتاحیه‌ی المپیک امسال به کارگردانی دنی بویل (کارگردان فیلم مشهور “میلیونر زاغه‌نشین”) بود. فکر می‌کنم اگر از صحنه‌های ورود ملکه و همینطور یادواره‌ی کشته‌شدگان جنگ‌های جهانی که بگذریم به هسته‎ی اصلی نمایش می‌رسیم: به حرفی می‌رسیم که بویل می‌خواست بزند.

پیام اصلیِ نمایش مردم محور بود، نه دولت محور. برای همین بیشتر زمانِ مراسم به مرور افتخارات مردمی پرداخت. این هسته‌ سه لایه داشت: گذشته، حال و آینده.

در مرور تاریخ گذشته به این پرداخت که جزیره‌ی انگلستان محل وقوع انقلاب صنعتی بوده است. دودکش‌های بزرگ کارخانه‌ها و چرخ‌دنده‌های غول‌پیکر را در وسط میدان به خاطر بیاورید. همینطور کارگرانِ انگلیسی در ادوار مختلف تاریخ این کشور با لباس‌هایی روغنی و صورت‌هایی سیاه از زغال. اینها همه نمادهایی بودند برای نسل‌هایی که گوشه‌ای از زندگی‌شان در “دوران مشقت” (1854) اثر چارلز دیکنز روایت شده است.

از این نکات تاریخی بگذریم. به آینده هم نمی‌پردازم که همه‌مان صحنه‌های مرتبط با انقلاب الکترونیک را دیدیم. اما آنچه در اینجا بیش از همه مورد توجه من خواهد بود، زمان حال است. بین دو انقلابِ صنعتی و الکترونیک چه اتفاقی دارد می‌افتد؟ نماد زمان حال برای کارگردان نمایش چه بود؟

نکته‌ای که شاید، برای بسیاری از مخاطبین نمایش افتتاحیه، هنوز مانند یک راز باقی مانده این است که معنای آن صحنه‌های مربوط به پرستاران و بیماران و کودک غول‎‌پیکر چیست؟ مخصوصاً حروف ان‌اچ‌اس[NHS] نشان دهنده چه چیزند؟

ان‌اچ‌اس مخفف “خدمات سلامت ملی” [National Health Service] است. ان‌اچ‌اس در واقع نظام سلامتی خاص بریتانیاست که در سال 1948 پایه گذاری شد. این نظام بزرگ‌ترین نظام درمانی و سلامت در دنیاست که از درآمد‌های عمومی تغذیه می‌کند. منبع اصلی ان‌اچ‌اس، مالیات مردم است. خدماتش هم شامل تمام خدمات مرتبط با سلامت افرادی است که مقیم بریتانیا هستند. تمام این خدمات سلامت برای ساکنین بریتانیا (چه بریتانیایی، چه مهاجر، چه دانشجو و مانند این) به صورت رایگان است و شامل طیفی از خدمات می‌شود: از ملاقات روزمره‌ی دکترها برای سرماخوردگی تا عمل قلب باز و خدمات مربوط به آمبولانس. برای افراد بیکار و بی‌درآمد این خدمات رایگان حتی شامل دارو هم می‌شود. دوره‌ی این خدمات هم از ابتدای تولد است تا زمان مرگ.

در سایت ان‌اچ‌اس توضیحات مفصلی آمده برای “نگهداری پیش از مرگ” و خدماتی که در این نظام برای بیماران آلزایمری یا کسانی که به هر دلیلی دیگر قادر به اداره‌ی امور خود نیستند یا کسانی که انتظار می‌رود که در طول ماه‌ها یا سال‌های آینده‌ی نزدیک فوت کنند. پرستاران و متخصصینی برای این افراد اعزام می‌شوند تا کارهایشان را به طور رایگان انجام دهند تا زمانی که وقت مرگ‎‌شان فرا برسد. در این سایت آمده که همه‌ی این کارها برای این است که یک شهروند بریتانیا “با وقار دنیا را ترک کند.”

شاید بدانید که در بریتانیا سیاست سلامت به گونه‌ای تنظیم شده که بر سیگار مالیات بسیار زیادی وضع می‌شود. با محاسبه‌ی سرانگشتیِ من، قیمت سیگار در اینجا حداقل چهار برابر ایران است. این ما به التفاوت یک راست می‌رود در بخش درمان و ان‌اچ‌اس.

هیچ کشور دیگری در دنیا نتوانسته چنین طرح عظیمی از خدمات اجتماعی مرتبط با سلامت را ایجاد بکند. ایده‌ی اصلی در بنیان ان‌اچ‌اس یک حق اساسی و انسانی است: حق سلامت بودن و زنده ماندن. هرکس حق دارد که جدای از شغل یا درآمد یا تحصیلاتش، زنده باشد. این چیزی است که مالیات عمومی باید برای آن خرج شود. و این دقیقاً چیزی است که در نمایش افتتاحیه به آن افتخار می‎‌شود.

اما کارگردان به خوبی می‌داند که مخاطب جهانی در چین و شیلی و دانمارک، خبری از چیستی ان‌اچ‌اس ندارد. پس او با که صحبت می‌کند؟

این یک اخلاق نوعیِ انگلیسی است. او با هم‌وطنان خود صحبت می‌کند. چندان دغدغه‌ی دیگران را ندارد. جهانیان بعداً می‌توانند تحقیق کنند و ببینند که ان‌اچ‌اس یعنی چه. اما کارگردان بیش از اینکه به مخاطب جهانی فکر کند، به مردم شورشیِ محله‌ی تاتنهام لندن فکر می‌کند که در سال گذشته آغازگر شورشی گسترده بودند. خلاصه‌ی سخن را باید از بوریس جانسون، شهردار لندن، شنید. چند روز پیش چند نماینده‌ی دست راستیِ پارلمان گفته بودند “نمایش افتتاحیه، اسب تروایی بود برای تبلیغ پیام‌های دستِ چپی و سوسیالیستی.” آنها به همین تبلیغ بیست دقیقه‌ای ان‌اچ‌اس اعتراض داشتند. در جواب آنها بوریس جانسون گفته بود: “آنچه که شورش‎ها عیان کرد، متاسفانه، یک مشکل عمیق اجتماعی بود که نیاز به راه حل‎‌های زیادی دارد.” شورش‌ها بیانگر یک گسست عمیق در جامعه‌ی بریتانیا بودند. “المپیک پیامی یکسان برای آن شورشیان [فتنه‌گرانِ تاتنهام] و بانکداران می‌فرستد. این پیامی‌ست که می‌گوید تلاش و موفقیت به هم پیوسته‌‎اند.” و البته این پیامی است که می‌گوید که ما [مای بریتانیایی] در کنار شکست‌‎هایی که تجربه‎‌ کرده‌ایم، هنوز می‌توانیم به دستاورد‌هایی افتخار بکنیم که برای همه سودمندند: درست مانند همین ان‌اچ‌اس.

ان‌اچ‌اس نماد آن خواست اگالیتارین و برابری‌طلبانه‌ای بود که در شورش‌ها به مرز انفجار رسید. آن سیاستمدارانی که در شهرداری لندن و یا در خانه‌ی شماره‌ی ده خیابان دانینگ لندن نشسته‌اند خیلی مقتدر هستند و مقتدرانه شورش‌‌ها را جمع کردند. اما فرق است بین “جمع کردن” و “حل کردن.”

حالا نخبگانی در جامعه، کسانی مانند همین کارگردانِ مراسم افتتاحیه، می‌خواهند تاتنهامی‌ها را هم بازی بدهد. به قول خودشان اینکلود [Include] بکند. اعتراض به بی‌عدالتی و سهم نابرابر یک درصد از جامعه از مواهب، خلاصه‌ی سخن شورشیان تاتنهام، معترضین جنبش اشغال وال‌استریت و نهضت اشغال بازار بورس لندن بود. کارگردان نمایش می‌گوید که بیایید مانند ان‌اچ‌اس که یک طرح موفق عدالت محور بود باز به طرح‌های عمومی فکر بکنیم که همگان از آن سود ببرند. بیایید کمی به عدالت فکر بکنیم و ببینیم که در کنار آن ضعف‌ها چه دستاورد‌هایی در زمینه‌ی عدالت اجتماعی-اقتصادی داشتیم.