15, آگوست, 2011

روزگار بدی است برای برادر بزرگ‌تر بودن

Category: قصه های جزیره,مطالعات اجتماعی و فرهنگی – Author: سيدمرتضي هاشمي مدني

درباب شورش‌های لندن

1. «لاتاری»، مالیات حماقت است. «لاتاری» یا مسابقه‌ی «بخت‌آزمایی» یعنی اینکه هر چند وقتی چند پوند خرج کنی تا در یک رقابت با میلیون‌ها انسان دیگر شانس خود را بیازمایی، به امید اینکه با برنده شدن، میلیاردر شوی. لاتاری خیالات تو را پرواز می‌دهد و به آینده‌ای می‌برد که همان‌قدر که شیرین است، ناممکن هم هست. ناممکن هم نباشد احتمالش بسیار کمتر از یک‌صدم درصد است. ماحصل پرواز خیالات تو، سرمایه‌ای خواهد بود در جیب چند نفر سرمایه‌دار؛ کسانی که منبع درآمدشان حماقت دیگران است.

لاتاری نمونه‌ی مینیاتوری آن بلایی است که سرمایه‌داری بر سر مردمان می‌آورد. دو بازوی عمده‌ی ماشین سرمایه‌داری غربی یکی دستگاه‌های عظیم تحمیق مردمان است و دیگر نظمی سیاسی-اقتصادی که واقعیت زندگی تو را می‌سازد و سرمایه‌ را از جیب‌های کوچک مردم به سمت جیب‌های بزرگ‌تر سرمایه‌داران هدایت می‌کند.http://www.hashemimadani.net/wp-includes/js/tinymce/plugins/wordpress/img/trans.gif

2. دستگاه عظیم رسانه‌ای «روپرت مرداک» (Rupert Murdoch) غربیان را غرق رویای شیرین آینده‌ای ناممکن می‌کند. رسانه‌های امپراطوری «روپرت مرداک» که تازه شمه‌ای از فسادش در چند ماه گذشته رو شده است، به قیمت زیر پا گذاشتن بدیهی‌ترین اصول اخلاقی و قانونی و شکستن حریم شخصی افراد، سعی در بازتولید ایده‌هایی دارند که افیون توده‌هاست؛ ایده‌هایی مثل این شعارهای احمقانه که “تو همانی هستی که می‌خوری”(در رستوران‌ها)، “تو همانی هستی که می‌پوشی”(در لباس فروشی‌ها) یا “عشق همان پوست توست”(برای تبلیغ کِرِم نرم‌کننده!)

اما هم‌زمان اتفاق دیگری هم در دنیای ما افتاده و آن ورود تکنولوژی‌های ارتباطی جدیدی است که به مردمان قدرت می‌دهد. آنها را در فضایی مجازی به هم متصل می‌کند. فضایی که کنترلش برای “برادر بزرگ‌تر” راحت نیست. این فضا تنها به فیس بوک و توئیتر و گوگل پلاس محدود نمی‌شود، همین مسنجر بلک‌بری (BBM) نمونه‌های موفقی از این تکنولوژی‌هاست. BBM یک شبکه‌ی داخلی بین دارندگان گوشی‌های بلکبری است که خارج از کنترل دستگاه‌های پلیس است.

نتایج ارتباط و اتصال مردم به هم در محیطی که هر فرد اخبار را به روایت خود با دیگران به اشتراک می‌گذارد، برای برادر بزرگ‌تر مصیبت‌بار خواهد بود. مثلاً چه چیز در مصر جدید اتفاق افتاده است؟ “عرصه‌ی عمومیِ مجازی”، اینترنت، مردم را به هم متصل کرده و باعث شده که مردم در «عرصه‌ی عمومیِ حقیقی»، میدان التحریر، نفرت از «حسنی مبارک» را با صدای بلند فریاد بزنند. اگر نه نفرت از حسنی مبارک چیز جدیدی نیست. نفرت از این دیکتاتور یکی از قدیمی‌ترین دارایی‌های هر مصری در کنج خانه‌اش بوده. آنچه جدید است امکان به اشتراک گذاشتن این فریاد در محیط مجازی و به تبع آن در محیط حقیقی است.

شان هور (Sean Hoare) خبرنگار انگلیسی‌ای که آن فساد عمده در دستگاه تبلیغاتی مرداک را به عرصه‌ی رسانه‌ای کشاند، آنقدر گناه‌کار بود که جسد بی‌جانش در خانه‌اش کشف شود. گناه او این بود که روزنه‌هایی در دیوار اعتبار دستگاه‌های رویاپردازی سرمایه‌داری ایجاد کرد. دستگاه‌های قضایی و پلیس هم آنقدر بی‌قدرت هستند که نفهمند قاتل کیست و به چه کسانی وابسته است. گناه ژولیان آسانژ (Julian Assange) هم همین بود که با پروژه‌ی «ویکی‌لیکس» ما را وارد عصری جدید کرد: عصر آرشیو‌های باز. عصری که قدرت‌مندان زیر ذره‌بین نگاه مردمی هستند که بیش از گذشته به قدرت خود پی‌برده‌اند.

3. بحران اقتصادی در جهان سرمایه‌داری در واقع همان بحران سرمایه‌داران است که باعثش اشتباهات و حرص و آز خودشان بود. مقصران اصلی این بحران هیچ‌گاه هزینه‌ی اشتباهاتشان را نمی‌پردازند. یکی از عوامل اصلی بحران اخیر اقتصادی، موسسه‌ی AIGدر امریکا بود. در سپتامبر سال 2008، دولت اوباما برای جلوگیری از ورشکستگی این موسسه مبلغ 85 میلیارد دلار –از جیب مالیات دهندگان امریکایی- به AIG کمک کرد. یک هفته بعد از این، سرمایه‌داران این موسسه حداقل 440 هزار دلار خرج یک سفر جمعی برای گلف و شکار و غیره کردند. چه کسی هزینه‌ی ریلکسِیشنِ سرمایه‌داران موسسه‌ی AIG را خواهد پرداخت؟ همان اکثریت فرودست و رویاپرداز؛ همان ساکنان عمدتاً رنگین پوستِ محله‌ی تاتنهامِ (Tottenham) لندن.

بحران اقتصادی شکاف دیگری بود بر دیوار رویاهای ساکنان تاتنهام‌های ‌شهر‌های مغرب زمین. اهالی تاتنهام کم‌کم دیدند که مالیات افزایش پیدا می‌کند، هزینه‌ی تحصیل دانشگاهی از سه هزار پوند به نه هزار پوند می‌رسد، از هزینه‌ی پروژه‌های عام‌المنفعه‌ کاسته می‌شود، تا جبران مافاتِ بحرانی شود که باعثش آنها نبودند. پس آنها مالیات حماقت سرمایه‌داران را هم باید بدهند. بحران اقتصادی کمی از چهره‌ی زشتِ همان واقعیت نابرابریِ سیاسی-اقتصادی را نشان مردمان فرودست داد. لندن، شهر فرصت‌ها، روی دیگری نیز دارد. روی دیگرِ لندنِ واقعی ، نشان‌دهنده‌ی نابرابرترین شهر در میان‌شهرهای کشورهای توسعه‌یافته است. در لندن ثروت بالاترین دهک مردم 273 برابرِ ثروت پایین‌ترین دهکِ ساکنین است و این بزرگ‌ترین شکاف درآمدی بعد از دوران برده‌داری است. در لندن یک سیاه‌پوست 26 بار بیش از دیگران در معرض ایست و بازرسی پلیس است.

4. غارت مغازه‌ها توسط شورشیان را هر انسان منصفی محکوم می‌کند. اما هر انسان منصفی توانایی دیدن پسِ ماجرا را ندارد. شعارهای اصلی تبلیغاتی در سیستم سرمایه‌داری این است که «تو همانی هستی که می‌خوری و می‌پوشی.» غارت مغازه‌ها راه دیگر پی‌گیری همان شعارهای تبلیغ شده توسط رسانه‌های مرداک است در زمانی که دیگر توان رویاپردازی نداری. وقتی که تمام بار بحران اقتصادی بر شانه‌های توست، تو دیگر نمی‌توانی همان انسان مطیع و رویاپرداز سابق باشی. واقعیت تلخ نابرابری را می‌بینی. غارت خیابانی نمونه‌ی مینیاتوری آن بلایی است که سرمایه‌داران غربی بر سر مالیات دهندگان می‌آورند.

5. این روزها که می‌گذرد، هر روز، روزنه‌ای و تَرَکی بر دیوارهایی ایجاد می‌شود که واقعیت شرایط نابرابر سیاسی-اقتصادی دنیای سرمایه‌داری را می‌پوشاندند. این شب‌ها دولت‌مردانِ دیکتاتورِ خاورمیانه و سرمایه‌داران حریص غربی خواب آرامی ندارند. عجیب نیست که با اوج‌گیری شورش در لندن، برمینگام و منچستر، دیوید کامرون آشفته از تعطیلات دوهفته‌ای‌اش در منطقه‌ی «توسکانیِ» ایتالیا باز می‌گردد و مانند کسی که از مصیبتی شوکه است به هذیان‌گویی می‌افتد. هزاران هزار دوربین مداربسته‌ی لندن برای کنترل مردم کافی نبودند که حال “برادر بزرگ‌تر” تهدید می‌کند که به دور از “بحث‌های حقوق بشریِ تصنعی” عکس چهر‌ه‌ی متهمان را منتشر می‌کند تا نوجوانان و جوانان خرابکار را به پای میز محاکمه بکشاند. حتی این نخست‌وزیرِ یکی از قدیمی‌ترین دموکراسی‌های دنیا، تهدید می‌کند که شبکه‌های اجتماعی را مسدود کند، کاری که تنها از عقبماندهترین دولتمردان دنیا برمی‌آید. در هر حال، روزگار بدی است برای برادر بزرگ‌تر بودن.