نوامبر 15, 2008

نگاهی به فرصت های اپزسیونی PressTV

دسته: مطالعات اجتماعی /مطالعات فرهنگی – Author: سيدمرتضي هاشمي مدني

  

مجله راه 1

این مطلب در آخرین شمارۀ مجلۀ “راه” منتشر شد. در این شماره پرونده ای برای پرس تی وی داشتیم. البته این پرونده هنوز باز است و در شماره های بعد هم مطالبی را خواهیم داشت. در این شماره دوست اهل دلمان  هم نوشته اند که می توانید در وبلاگشان این مطلب را بخوانید*(کاش ما هم اهل دل بودیم نه “اهل نظر”! : ) ) .

_________________________  

با گذشت مدتی از آغاز به کار شبکه ی خبری انگلیسی زبان ایران (Press TV) ،این شبکه مراحل ابتدایی تثبیت خود را پشت سر گذاشته است. سوالی که بعد از گذشت این دوران مطرح می شود این است که سیاست گذاری این شبکه باید روی به کدام جهت داشته باشد تا تأمین کننده ی اهداف انقلاب اسلامی باشد؟ یا به عبارت دیگر چگونه عمل کند تا هم در این رقابت شدید رسانه ای مخاطبان قابل توجهی را به خود جلب کند ،و هم هدف تبلیغی خود ،در رساندن پیام انقلاب اسلامی به مخاطبان غیر ایرانی ،را تأمین کند؟ در اینجا سوال از سیاست گذاری های کلانی است که می بایست با مهارت در برنامه سازی های این شبکه خرد شوند.
(دنباله…)

نوامبر 8, 2008

اوباما

دسته: مطالعات اجتماعی /مطالعات فرهنگی – Author: سيدمرتضي هاشمي مدني

در اولین مصاحبۀ مطبوعاتی بعد از پیروزی در انتخابات اوباما به شش سوال جواب داد. سوال اول دربارۀ اقتصاد ، سوال دوم دربارۀ خانواده و سوال سوم دربارۀ ایران و نامۀ رئیس جمهور بود. او دربارۀ نامۀ رئیس جمهور ایران گفت: “کشور (=امریکا) نمی تواند دو رئیس جمهور(=اوباما و بوش) داشته باشد. من هنوز به کاخ سفید نرفته ام و نمی توانم موضع گیری قاطعی داشته باشم اما به هر حال به نامه جواب خواهم داد” (نقل به مضمون). هنوز زود است دربارۀ اوباما حرف بزنیم. مطمئناً او بهترین گزینه ای بود که منافع امریکا را تأمین می کرد اما آیا بهترین گزینه برای ایران هم هست؟ همان طور که در پست قبل نوشتم این را بعید می دانم.
ساده است. این را بارها هم شنیده ایم که امریکا کشور لابی هاست و قوی ترین لابی ها از آنِ صهیونیست هاست. اوباما هم حتی اگر همان “نیک مردی” باشد که برخی رسانه ها تبلیغ می کنند، در این سیستم از پیش تعیین شده نمی تواند قدمی بدون اجازه بردارد. یا حداقل به نظر نمی رسد یه راحتی بتواند! 

خبر ها و سخنرانی های اوباما را چند ماهی است  که دنبال می کنم. در این مدت به نظرم رسیده است که -و آنچیزی که فعلاً می توان گفت این است که-؛ اوباما یک سیاستمدار جوان و بسیار باهوش است. نمی دانم از این هوش به چه صورت استفاده می کند اما همین قدر می توان گفت که وقتی در امریکا سیاست از دست سیاستمداران خشن و قلدر به دست سیاستمداران زیرک و تحصیلکرده می افتد، سیاستمداران رقیب باید بدانند که زمین بازی عوض شده یا بهتر بگویم؛ بازی از فوتبال امریکایی به شطرنج تبدیل شده. پس حساب شده باید بازی کرد.

نوامبر 4, 2008

انتخابات امریکایی

دسته: مطالعات اجتماعی /مطالعات فرهنگی – Author: سيدمرتضي هاشمي مدني

 اوباما
ساعاتی بیشتر به برگزاری انتخابات امریکا نمانده. هر کدام از دو کاندیدا که رای بیاورند تاثیرات عمیقی بر فضای سیاسی بین المللی خواهند گذاشت.
گرچه انتخاب اوباما برای دنیا هیجان انگیز تر است اما از جهات بسیاری در صورت پیروزی مک کین، گفتمان خاصی تثیبت می شود که برای آینده ی روابط خاور میانه و امریکا مهم است. مک کین همان بوش نیست. بلکه به مراتب از او خطرناک تر است. او راه بوش را ادامه نخواهد داد بلکه از او فراتر خواهد رفت. او در سخنرانی ای از صد سال ماندن در عراق صحبت کرد و معتقد به فشار مضاعف بر کشور های مشکل ساز برای قدرت امریکا است. مک کین همان بوش نیست اما قطعاً در صورت بلند پروازی –که از او و حزبش بعید نیست- به جایگاه امریکا در جهان لطمات جبران ناپذیری می زند و شاید از آخرین رؤسای جمهور دوران قدرت امریکا باشد.
اوباما از سوی دیگر طرفداران بسیاری نه فقط در امریکا که در تمام دنیا دارد. تجمع چند صد هزار نفری مردم آلمان در استقبال از او را به یاد بیاورید. با روی کار آمدن او جریان های جدیدی نه تنها در امریکا که در تمام دنیا به راه خواهد افتاد. احتمال این وجود دارد که او آبروی از دست رفته ی امریکا را به خوبی باز پس بگیرد. “جو بایدن” معاون اول او از طرفداران مذاکره ی بدون پیش شرط با ایران بوده و هست. چند وقت پیش هم در جمع صهیونیست ها گفته بود که شما “چاره ای جز پذیرفتن ایران قدرتمند ندارید”. پس در توهم زندگی نکنید.
مک کین توهم قدرت دارد اما اوباما واقع بین تر است. از سویی امریکای امروز برای باز پس گیری مقام سابق خود در دنیا نیازمند اوبامایی است که واقع بین تر باشد و نه مک کین متوهم. از سوی دیگر مک کین می تواند پایانی برای قدرت امریکا باشد. عدم پذیرش او از سوی جهان به فرایند سقوط امریکا کمک خواهد کرد. پس اگر بخواهیم که از منافع ایرانیان صحبت کنیم سخت است که از بین این دو گزینه یکی را انتخاب کنیم. متوهم جنگ افروز یا واقع بین قدرتمند؟
در هر حال اوباما تا الان همیشه جلو تر بوده. به غیر از مدت کوتاهی که ستاد مک کین چاره ای اندیشید و برای جلب آراء بیشتر “سارا پلین” را به عنوان معون اول او معرفی کرد. این انتخاب تبلیغاتی که بسیار هم مورد انتقاد قرار گرفت تا چند هفته ای مک کین را در رتبه ای بالاتر از اوباما قرار داد. اما “تب پلینی” زود گذر بود. انتخاب او تنها بر اساس ظاهر و “مشخصات جمهوری خواه پسند”* او بود. اگر نه تا الان مهم ترین نقدها متوجه همین کم تجربگی اوست. اوباما سعی کرد با انتخاب بایدن کمبود تجربه ی خود را بر طرف کند و مک کین با انتخاب پلین می خواست کمبود محبوبیت خود را بپوشاند.
______________________
 
* او پیشتر از این از سقط فرزند معلول خود خودداری کرده بود.

اکتبر 24, 2008

افلاطون ،سنت آگوستین و حلاج

دسته: فلسفه و عرفان, مطالعات اجتماعی /مطالعات فرهنگی – Author: سيدمرتضي هاشمي مدني

سخنی دربارۀ شکل گیری تجدد

این متن، طرح گفتاری است که در روز دوم آبان 1387 در پردیس کرج دانشگاه تهران و در کارگاهی با عنوان “جوان مسلمان و دنیای متجدد”- برای ورودی های جدید دانشگاه- ایراد شد. دانشجویان دانشگاه تهران آیین آشنایی با دانشگاه را در این مکان برگزار کرده بودند.

سوالی که برای این جلسه تعیین شده این است: مدرنیته یا تجدد چیست؟ و نسبت جوان مسلمان با این دنیای متجدد چیست؟
هر کسی که سفری به اروپا و امریکا داشته باشد از خود می پرسد که چرا آنها پیشرفت کردند و ما نه؟ فرق ما با آنها چیست؟ دانشجویانی که در دانشگاه های شرق مدام محصولات فکری غرب را می خوانند نیز همین سوال را دارند. این علوم از کجا آمده اند . چرا هیچ کدام از فیزیک دانان و پزشکان و متفکرین ما در عرصه ی جهانی مطرح نیستند و ما همچنان مصرف کننده ی علم آنها هستیم. داستان “تجدد” را از یونان باستان شروع می کنم. داستان من سه شخصیت دارد : افلاطون ، سنت آگوستین و حلاج! این سخنرانی را بر اساس تمایز مهمی پیش می برم که شخصیت های داستان صور متفاوتی بدان دادند.

(دنباله…)

اکتبر 14, 2008

چه كسى از مطالعات علم مى ترسد؟

دسته: فلسفه و عرفان, مطالعات اجتماعی /مطالعات فرهنگی – Author: سيدمرتضي هاشمي مدني

                   استیو فولر

گروه اندیشۀ روزنامۀ ایران : استيو فولر (Steve Fuller) استاد «مطالعات علم» انگليسى از جمله خبر سازترين فلاسفه و جامعه شناسان اين حيطه است.كتاب «كوهن در برابر پوپر»(Kuhn Vs.Popper) از زمره مهم ترين كتب اوست.يادداشت زير از اين حيث كه گونه اى مانيفست براى مطالعات علم محسوب مى شود، قابل توجه است.در واقع اين مانيفست دو سال بعد از حمله آلن سوكال به پست مدرنيسم (۱۹۹۶) و به مثابه واكنش به فضايى است كه از پس ِ آن واقعه به وجود آمد.در اين يادداشت كوتاه برخى ادعاهاى اصلى اين حيطه مطالعاتى مورد دفاع قرار گرفته و با كنايه به منتقدين اين حيطه، در نهايت سعى مى شود كه حدود فعاليت و لزوم اين نوع كاوش ها بررسى شوند.

(دنباله…)

سپتامبر 11, 2008

داستان موج و صخره

دسته: حواشی دانشگاه, مطالعات اجتماعی /مطالعات فرهنگی – Author: سيدمرتضي هاشمي مدني

یا از خود بپرس سوالت چیست؟ 

این مطلب را برای ویژه نامۀ ورودی های جدید دانشگاه علامه نوشته ام:

این سخنش مشهور است که گفت :” اي‌ مرد خارجي‌! تو اين‌ لشكر را مي‌بيني‌، اين‌ ميدان‌ و تمام‌ اسباب‌ قدرت‌ ما را، با اين‌ حال‌ تصور مكن‌ كه‌ من‌ خوشحال‌ هستم‌. چگونه‌ مي‌توانم‌ خوشحال‌ باشم‌؟ مشابه‌ امواج‌ خشمگيني‌ كه‌ با برخورد با صخره‌هاي‌ بي‌حركت‌ شكسته‌ مي‌شوند، تمام‌ كوششهاي‌ شجاعانه‌ من‌ با برخورد با چماق‌ دستان‌ روسي‌ بي‌اثر مي‌ماند.”(1)
این سخن عباس میرزا است با نمایندۀ ناپلئون. پسر دوم فتحعلی شاه که جوانی است بیست ساله با قدی متوسط و “داراي‌ چشمان‌ درشت‌ و نگاهي‌ نافذ با چهره‌اي‌ گشاده‌، ابرواني‌ كماني‌. بيني‌ او قوسي‌ دارد كه‌ در تلألو دندانهاي‌ سپيد و محاسن‌ سياهش‌، شكوهي‌ خاص‌ به‌ سيماي‌ با هيبتش‌ مي‌بخشد”(2) .

(دنباله…)

آگوست 3, 2008

طاقت ابهام

دسته: مطالعات اجتماعی /مطالعات فرهنگی – Author: سيدمرتضي هاشمي مدني

دکتر احمدنیا از من و هادی خواستند که به سوال یک دانشجو که به ایشان ای.میل زده بودند ،جواب بدهیم. مثل اینکه ایشان دانشجوی شیمی هستند و دارند به تغییر رشته و ادامۀ تحصیل در علوم انسانی فکر می کنند و سوالشان این است که : جامعه شناسی “دقیقا” راجع به چیست؟
جامعه شناسی حیطه ای است راجع به بسیاری از آنچه که مربوط به انسان و اجتماع است. کافی است به سایت دپارتمان های دانشگاه های مطرح دنیا بروید (مثلا دانشگاه نیویورک را پیشنهاد می دهم) و نگاهی به تخصص های اساتید بیاندازید. خواهید دید که حیطۀ مطالعۀ جامعه شناسی آنقدر وسیع است که گاه فکر می کنیم هیچ محدودۀ مشخصی ندارد- که همینطور هم هست.
مثلاً در جامعه شناسی حوزه ای هست به نام جامعه شناسی سیاسی. به نظر می رسد که همه می دانیم که این حوزه به چه می پردازد. اما در واقع آنچه ما در ابتدا فکر می کنیم ،با واقعیت تفاوت بسیاری دارد. جامعه شناسی سیاسی به نهاد های سیاسی مانند دولت و احزاب و صنوف و مانند آنها می پردازد. اما از سویی دیگر به جنبش های اجتماعی که در بطن جامعه جریان دارند و می خواهند تغییراتی ایجاد کنند نیز توجه دارد. جامعه شناسی سیاسی به تاریخ روابط سیاسی هم می پردازد. شکل گیری صور متفاوت حکومت ها و تأثیر آنها بر جامعه و تأثیر جوامع بر آنها و بسیاری چیز های دیگر هم محل مطالعۀ جامعه شناسی سیاسی است.
یا مثال دیگری می زنم ؛ حوزۀ مطالعاتی من “جامعه شناسی معرفت” است. این حوزۀ نسبتاً جدید التاسیس ،وسعت بی نظیری دارد که در بین خود جامعه شناسان هم زبانزد است. ایدۀ بنیانی این حوزه این است که هر اندیشه ای در بستر خاص اجتماعی رشد می کند. مثلاً می توان پرسید چرا فلسفه در یونان باستان ظهور کرد و نه در جای دیگر؟ این رشته بنا به مقتضیاتش هم مرتبط با فلسفه –مخصوصاً فلسفۀ علم است- و هم گاه با دیگر حوزه های جامعه شناسی. مثلاً سوال دیگری که ممکن است در این حوزه پرسیده شود این است که نازیسم در اروپا چگونه رشد کرد؟ نازیسم فرای یک حزب در آلمان هیتلری ،یک نوع ایدئولوژی سیاسی هم بود. بنا بر این ،سوال ما می تواند در هر دو حوزۀ جامعه شناسی معرفت و جامعه شناسی سیاسی مورد بررسی قرار گیرد.
همین مسأله را در مورد تمام حوزه های جامعه شناسی در نظر بگیرید. از جامعه شناسی خانواده ،تا روانشناسی اجتماعی ، از جامعه شناسی دین تا جامعه شناسی هنر و مانند این. می بینید که جامعه شناسی چه موضوعات و سوالات گسترده ای را پوشش داده و به چه میزان مرزهای مبهمی با دیگر رشته ها دارد. پس در نهایت باید گفت جامعه شناسی -در میان علوم انسانی- یکی از آن رشته های گستردۀ مطالعاتی است که به موضوعات انسانی -اجتماعی از زوایای متفاوت و متکثر می پردازد. نمی توان گفت که “دقیقاً” به چه چیز می پردازد. در تعیین موضوع برای جامعه شناسی نمی توان به “دقت” سخن گفت. بهترین راه برای اینکه ببینم جامعه شناسی چیست ،این است که وارد جامعه شناسی شویم. برای نقطۀ شروع شاید کتاب “جامعه شناسی” اثر آنتونی گیدنز یا کتاب “اندیشه های بنیادی در جامعه شناسی” اثر پیتر کیویستو (هر دو از نشر نی) مفید باشد.
گذشته از این ،به نظر می رسد یکی از مشکلات دانشجویانی که از رشته های فنی وارد علوم انسانی می شود این است که چندان با منطق علوم انسانی آشنا نیستند. منظورم این است که در این علوم به دنبال همان “قطعیت” و “دقتی” هستند که در رشته های فنی موجود بود. در حالی که در علوم انسانی ،”عدم قطعیت” ،خود، یک فضیلت است. همه چیز در اینجا مبهم است. امر مورد بررسی؛ انسان ها و افکار و اعمال اویند. پس باید گفت ما با مسائلی مواجهیم که به اندازۀ خود انسان پیچیده ،مبهم و تو در تو هستند. به جرأت می توان گفت که ما هنوز نمی دانیم که جامعه شناسی چیست؟ یا چه باید باشد؟ بلکه تنها حدود مبهمی از این حیطه را می شناسیم. بحث دربارۀ این که جامعه شناسی چیست؟ هنوز یکی از مباحث اصلی در این رشته است و هر دانشمندی خود تلقی جدیدی از این حیطه ارائه می دهد. تصور هم نمی شود که در آینده جامعه شناسان به وفاقی بر سر این تعریف برسند.

پیشنهاد من این است که اگر کسی می خواهد وارد رشته های علوم انسانی و علوم اجتماعی شود ،ابتداً و پیش از تعیین تکلیف در مورد رشتۀ مورد علاقه اش این را در نظر بگیرد که وارد فضایی پر از سوال و پر از ابهام می شود. پس “کسی که طاقت ابهام را ندارد در این وادی پای نگذارد!”

_________________________

مرتبط در کلمه : “ابهام“ ، “چگونه جامعه شناس شویم؟” و “خاص بودگی فرهنگ” !

ژوئن 11, 2008

کار جامعه شناس - کار فیلسوف

آنهایی که پایان نامه گرفته اند می دانند که انتخاب موضوع چه دردسری است. من برای پایان نامه ام ، مدت زیادی بر سر موضوع شک داشتم. بیش از ده طرح نوشتم. بر روی هر کدام کلی فکر کردم. برای هر کدام نیاز به مطالعه هم داشتم. حدود سه ماه با این وضع گذشت تا اینکه به این نتیجه رسیدم که موضوعی مربوط به “رابطۀ فلسفه و جامعه شناسی” را بررسی کنم. می خواستم در این کار تمرکزم بر آراء پیتر وینچ باشد. با خوشحالی طرحم را نوشتم. از مدتها پیش با یکی از اساتید خوبم و تعدادی از دانشجویان از دانشگاه های مختلف کتاب “ایدۀ علم اجتماعی” (اثر مهم وینچ) را می خواندم، اما الان فرصتی بود تا مروری دقیق تر بر آن بیاندازم. از اینکه مطمئن شده بودم به یک موضوع علاقه دارم و می خواهم چند ماه از زندگی ام را صرف مطالعه بر سر آن بکنم خوشحال بودم. حتی مقاله ای هم نوشتم که در واقع خلاصۀ مقدمۀ پایان نامه بود.خلاصه ، وقتی طرح را برای تأیید به گروه دادم فکر می کردم استاد راهنمای پیشنهادی ام – که از خارج دانشگاه بود – رد شود اما اصلاً به ذهنم نمی رسید که اصل موضوع هم رد شود. وقتی دکتر انتظاری- رئیس تحصیلات تکمیلی گروه جامعه شناسی دانشکده مان – گفت که موضوع هم رد شده، شوکه شدم. در واقع خنده ام گرفت. آخر دو سال قبلش یکی از دانشجویانِ همین گرایش، موضوعی فلسفی تر از این را در مورد وینچ برداشته بود. گفتند دلیل اصلی این است که موضوعت فلسفی بود ،نه جامعه شناختی.
 اوایلی که وارد جامعه شناسی شده بودم فکر می کردم که مشکل گروه های جامعه شناسی دانشگاه های ما این است که اساتید، فلسفه نمی دانند و نمی خوانند. یعنی فلسفه را به رسمیت نمی شناسند و این با توجه به وابستگی فلسفه و جامعه شناسی مشکل ساز می شود. اما در دو سال اخیر با آشنایی بیشتری که با اساتید پیدا کردم ،فهمیدم که مشکل اصلی نخواندن فلسفه نیست- که دیدم بسیاری از اساتید ما اطلاعات خوب فلسفی داشتند. مشکل این است که جایگاه فلسفه را تقلیل می دهند. دید این است که جامعه شناسی  به عنوان رشته ای پژوهشی با بسیاری از حوزه ها در ارتباط است. از جمله با اقتصاد ،روان شناسی ،علوم سیاسی و “فلسفه”. یعنی در اینجا فلسفه هیچ وجه ممیزی ندارد. کار جامعه شناس و فیلسوف کاملاً از هم مجزاست و رابطه شان مانند رابطۀ جامعه شناسی با دیگر رشته های پیرامونی است.
یکی از مهم ترین کارهایی که وینچ می خواهد در کتابش انجام دهد همین است که این تصور را به چالش بکشد و بگوید که “بخشی از کار جامعه شناس ،کاری فلسفی است.” پس جامعه شناسی ،مانند علوم طبیعی ،از “دستان مرگ آور فلسفه (!)” رها نشده است.
حتی شاید برای توجه دادن به این مطلب در اینجا نیازی به استدلالات پیچیدۀ فلسفی هم نباشد ،کافی است که به تاریخ جامعه شناسی توجه کنیم. من از اساتیدم پرسیدم که چرا مارکس که رسماً فیلسوف بود ، جزو تاریخ جامعه شناسی  محسوب می شود؟ زیمل چطور؟ مگر بخش بسیاری از کار های وبر شأن فلسفی ندارد؟ چرا اینقدر عقب برویم ،هابرماس ،اصلاً، کتابی دارد که در آن کار تجربی کرده باشد؟ در حالی که عضو گروه جامعه شناسی است. اساتیدم جوابی نداشتند ،جز اینکه ؛”تو هم هابرماس شدی ،هر کار خواستی بکن!”

این که دانشگاه های ما نتوانند نیرو هایی را تربیت کنند که در سطح نظری تحقیق کنند مانع بزرگی است بر سر راه شکل گیری اندیشه و خلاقیت. اگر به دانشجو نیاموزند که در سطح نظری کار کند و بیاموزند که “اصالت” با کار تجربی است، نتیجه همین خواهد شد که دانشگاه های ما محل تکثیر “محققان درجه دوم” خواهد بود. محل تربیت کسانی که تنها بلدند در سطح عملی، دیدگاه های نظری “دیگران” را بررسی کنند. نه اینکه خود خلاقیت داشته باشند و نه اینکه  کسانی شوند که به “طرح های دیگر” فکر کنند.

می 21, 2008

کتاب “ساخت اجتماعی واقعیت”

دسته: مطالعات اجتماعی /مطالعات فرهنگی, کتاب – Author: سيدمرتضي هاشمي مدني

      برگر

می توانید خلاصه ای از کتاب “ساخت اجتماعی واقعیت” اثر پیتر برگر و توماس لاکمن را در صفحۀ “خلاصۀ کتاب” دانلود کنید. من و دوستم (حمید) این کتاب را خلاصه کرده ایم. در واقع این یک خلاصۀ متعهد به متن است. تمام جملات از کتاب نقل شده مگر جملاتی که در کروشه آمده است. چند نکته در مورد متن کتاب و ترجمۀ آن به ذهنم می رسد که اشاره می کنم :
برگر و لاکمن در این اثر پیوند مهم و دقیقی از سطوح خرد و کلان را ارئه می دهند. این تلفیق تنها در شعار و ادعا نیست بلکه مکانیسم دقیقی را برایش در نظر می گیرند. این نکتۀ برجسته ای در ارزیابی این اثر است. نقطۀ قوت دیگر این اثر در این است که برای تحلیل جامعه به شناخت روزمره، در مقابل “نظریۀ ناب” ، اولویت می دهد. این اقدامی انقلابی است که پیشتر توسط بنیان گذاران حوزۀ مطالعات فرهنگی و اصحاب مکتب بیرمنگام در حال شکل گیری بود؛ توجه به امور پست در مقابل امور والا.
نکتۀ دیگر این است که آنها تنها به این اکتفا نکرده اند که بگویند امور و شرایط زیستی نیز در شکل گیری واقعیت اجتماعی تاثیر داشته است. بلکه سهم امر اجتماعی و امر زیستی را نیز مشخص کرده اند. در واقع آنها شرایط زیستی را ظرفیت ساز و محدود کننده ،برای روبنای اجتماعی می دانند. در اینجا، کار آنها تا حد زیادی به نظرات ادوارد ویلسون در مورد سهم زیست شناسی نزدیک می شوند. او نیز ژن ها را عاملی در جهت شکل دهی به ظرفیت های اجتماعی و تربیتی می داند.
 در مورد ترجمۀ فاسی اثر هم باید بگویم ؛ معادل یابی های مجیدی (مترجم کتاب) گاهی اوقات دردسر ساز است. او تقریباً برای تمام اصطلاحات مشهور و پر کاربرد جامعه شناسی ،معادل هایی دیگر آورده است (به عنوان مثال : سازواره برای Organism  ،برهمکنش برای Interaction و یا پرورش اجتماعی برای Socialization). با اینکه ترجمه های خوب او از آثار دشواری چون این کتاب و کتاب مانهایم ،نشان از قدرت او در ترجمه دارند ،اما به نظر می آید تا این حد شورش بر علیه ترجمۀ اصطلاحات جاافتادۀ جامعه شناسی باعث زحمت خواننده خواهد شد. 

می 4, 2008

“ما” در نمایشگاه کتاب

دسته: مطالعات اجتماعی /مطالعات فرهنگی – Author: سيدمرتضي هاشمي مدني

                                             ketab
مثل هر سال در ایام نمایشگاه، بحث اقبال مردم به نمایشگاه مطرح می شود. باز می گویند که این اقبال همه جانبه با آمار کم کتابخوانی جور در نمی آید. پس مثل هر سال نتیجه می گیریم که مردم بیشتر برای خرید ساندویچ و سیب زمینی به نمایشگاه می آیند. این تحلیل ها را نشنیده اید؟ تحلیل های عمیق تر رادیویی می گویند مردم بیشتر پوستر و سی دی می خرند تا کتاب!
اما واقعاً چرا اینقدر اقبال به نمایشگاه کتاب زیاد و اقبال به کتابخوانی کم است؟ من با دومی کار ندارم. اما در مورد سوال اولی : به نظرم می رسد که هیچ وقت به این قضیه از بعد جامعه شناختی توجه نکرده ایم. خلاصۀ جواب من این است که ما از “ما” بودن لذت می بریم. نمی دانم تجربه اش را داشته اید یا نه. وقتی در میان جمعیت زیادی از مردم با یک قصد واحد حرکت می کنید –مثل یک راهپیمایی- چقدر احساس خوبی به شما دست می دهد. اگر تنها به نمایشگاه بروید –مثل این سال های من- فرصت فکر کردن به این بعد را هم پیدا می کنید. گام به گام با جمعیت زیادی به یک قصد حرکت می کنید. این برای ما خوشایند است. گویی که ما تأیید دیگران را داریم. همه می دانیم که کاری می کنیم که همه می کنند- خرید کتاب. مخصوصاً کتاب! کتاب نماد است. به قول بوردیو ،سرمایۀ نمادی ماست. ما با خرید کتاب –صرف نظر از مطالعۀ آن – در یک مناسک جمعی ،”سرمایه ای نمادین” را کسب می کنیم. کتاب نمادی است از موقعیت فکری ما و ما با افتخار در یک کنش مشترک جمعی این موقعیت را اعلام می کنیم.
بیشتر زجر رابینسون کروزوئه در جزیرۀ تنهایی هایش ، از نبود جمع انسان هایی بود، تا در آن جمع با دیگران احساس یگانگی کند. اگر نه در آن جزیره انواع خوراکی ها پیدا می شد که زندگی اش را با آنها سر کند. سیب زمینی و ساندویچ را می توان همه جا خورد و لذت برد. اما در نمایشگاه کتاب این تنها چاشنی یک مناسک عظیم جمعی است. پس اینقدر نگوییم ؛مردم برای خرید پوستر و سیب زمینی به نمایشگاه می روند.