6, آگوست, 2009

خرما

Category: حج,مناجات – Author: سيدمرتضي هاشمي مدني

 

تکه ای از خاطرات سفر حج (شعبان سال 1387)

 

امروز پنج شنبه بود. عرب ها مقیدند که دو شنبه ها و پنج شنبه ها روزه بگیرند. مخصوصاً که به ماه رمضان نزدیک می شویم. بعد از نماز مغرب داشتم در مسجد النبی راه می رفتم. عرب ها ،گعده ای دور هم جمع شده بودند و با خرما و چای افطار می کردند. صحنه ی جالبی بود. دلم خرما خواست!

قرآنم را بغل گرفته بودم و عین بچه های مادر گم کرده، بین عرب ها قدم می زدم. می خواستم بروم به “روضه ی مبارکه” (1) و آنجا نماز مغربم را بخوانم. دلم خرما خواست. قرآنم را چسباندم به قلبم.

سجاده ام را در صحن اصلی مسجد النبی انداختم. دور تا دورم را عرب ها با دشداشه ی سفید گرفته بودند. دستار عربی سفیدم را تا کردم و روی زمین گذاشتم. قرآن و عینکم را روی دستار گذاشتم. دنیا را بدون عینک دوست تر دارم. مات می شود. “همه” را نمی بینم. “هم-همه” را می بینم. در نماز مسجد النبی همیشه عینکم را برمی داشتم. بر خلاف توصیه ها ، چشمم را به مهرم نمی دوختم. به روبرو خیره می شدم؛ به همهمه ی مات!

می دانستید روایات معتبری هست که خانه ی امام زمانمان (عج) در مدینه است؟ با خودم فکرکردم …فکر که نه خیال کردم! خیال کردم که چه خوب می شد که تا سلام نماز را می دادم ،”آقای عرب” می آمد و روبرویم می نشست و می گفت “تقبل الله”! دلم خرما می خواست. آخه ما هم روزه بودیم (2).

فردا – نیمه ی شعبان- می رویم که مُحرِم شویم. تمام شد. مدینه ام تمام شد. امام زمان ندیده از مدینه رفتیم … خرما نخورده از مدینه رفتیم!

 

مرتبط در کلمه: امیدواری و مولای یا مولای

 

 

1.روضه ی مبارکه : ما بین خانه و منبر پیامبر (ص) که در حدیثی اشاره شده که قطعه ای از بهشت است و نماز خواندن در آن ثواب بسیاری دارد. برای همین همیشه شلوغ است و برای گیر آوردن جا باید چند دقیقه ای منتظر ماند.

2. مدینه خانه ی مومن است. مسافر در آنجا هم نمازش را کامل می خواند و هم می تواند سه روز روزه بگیرد.   

2, سپتامبر, 2008

امیدواری

Category: حج,مناجات – Author: سيدمرتضي هاشمي مدني

چون است حال بستان ای باد نو بهاری /کز بلبلان بر آمد فریاد بی قراری
گل نسبتی ندارد با روی دلفریبت / تو در میان گل ها چون گل میان خاری
عمری دگر بباید بعد از وفات ما را /کین عمر طی نمودی اندر امیدواری 
شب نیمه ی شعبان باشد ، شب احیا باشد ، کفن به تن کنیم ،سر ها را پایین بیاندازیم ،از مروه برویم به سمت صفا و از آنجا وارد صحن اصلی مسجد الحرام شویم ، روحانی کاروان که فریاد زد الله اکبر سر را بالا بیاوریم و کعبه ای را ببینیم که ماه شب چهارده ، تمام ،در آسمانش است و سجده کنیم و تا سحر، شب احیا را به اعمال عمره بگذرانیم و …همسفر یادت هست؟

شبی که هم شب احیا باشد هم شب ولادت امام عصر (عج) با ذکر “یا ابا صالح” مُحرم شویم. امید داشتیم که همان صبح ،صبح جمعه ی آخر باشد… موتزراً کفنی ،شاهراً سیفی! همسفر یادت هست؟ امیدمان باز نا امید شد و دیدی صبح سحر چشممان به خورشید مکه بود؟ مگر در عمرمان چند صبح جمعه را کنار کعبه می گذرانیدیم؟ عمری دگر بباید بعد از وفات ما را /کین عمر طی نمودی اندر امیدواری …کین عمر طی نمودی …اندر امیدواری …اندر امیدواری! همسفر یادت هست؟ 

24, آگوست, 2008

مولای یا مولای

Category: حج,مناجات – Author: سيدمرتضي هاشمي مدني

عرب ها در موقع طواف قرآن می خوانند. فکر کنم زن های لبنانی هستند اینها که قرآن به دست و در حالی که از رویش می خوانند طواف می کنند : ربنا انک من تدخل النار فقد اخزیته و ما للظالمین من انصار (آل عمران /192) .بنگلادشی ها می گویند :” ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار “. البته “ق” در “قنا” را “گ” می گویند. ایرانی ها و اندونزیایی ها کاروانی طواف می کنند. مخصوصاً ایرانی ها که یکی در جلو می خواند و باقی تکرار می کنند : مولای یا مولای ، انت الباقی و انا الفانی و هل یرحم الفانی الا الباقی ، مولای یا مولای … !
طواف که می کنم از کنار همه شان رد می شوم. هر چند قدم با یکی شانم. صدای هر کدام که غالب شد با او تکرار می کنم :مولای یا مولای … من تدخل النار فقد اخزیته و ما للظالمین من انصار …فگنا عذاب النار … مولای یا مولای …!