داستان من شده است داستان چارلی چاپلین در فیلم “عصر جدید”، زمانی که در خیابان قدم می زد و کامیون حامل تیرآهن از جلویش رد شد. پرچم قرمزی که سر تیرآهنها نصب کرده بودند به زمین افتاد. بعد چارلی، پرچم را برداشت و در هوا تکان داد تا شاید راننده ببیند و بایستد. همینطور که پرچم قرمز را تکان می داد و فریاد می زد، از خیابان های اطراف، کارگران حامی سوسیالیسم که پرچم سرخ کمونیستها را دیده بودند دنبالش راه افتادند و تظاهرات شد. بعد که پلیس آمد، عدل همین علمدار مبارزات کمونیستی را دستگیر کرد!
داستان ما از هم این قرار است که بنده مطلبی نوشتم با عنوان “تراکم قهرمان و تکثر دنکیشوت” بعد “وب سایت خبری کلمه” بدون اطلاع و اجازهام بازنشرش داد و زیرش هم نوشت “منبع: کلمه“! بعد روزنامهی کیهان در یک “خبر ویژه” به این یادداشت پرداخت. آن هم با این تیتر کذایی: “موسوی: میرزا کوچک خان اگر عقل داشت با انگلیس و رضاخان نمیجنگید!”
نامههایی را به هر دو طرف ماجرا نوشتم و اعتراض کردم. با توجه به اینکه بیست و چهار ساعت از ماجرا میگذرد و هنوز جوابی نگرفتهام، این نامهها را اینجا منتشر میکنم.
مسئول محترم سایت خبری کلمه
سلام علیکم
در تاریخ جمعه چهارم تیرماه 1389 یادداشتی با عنوان “تراکم قهرمان و تکثر دنکیشوت” از وبلاگ شخصیام در سایت خبری شما منعکس شده بود. اما نحوهی نشر این یادداشت وبلاگی باعث سوء تفاهمهایی شده است که در زیر اشاره میشود. ابتدا میخواهم اعتراضم به نحوهی بازنشر این یادداشت را اعلام کنم:
اول: یادداشت مذکور متشکل از سه قسمت است. شما قسمت دوم را بدون اشاره به قسمت اول و سوم منتشر کردید که موجب بدفهمی و سوء تعبیر میشود. مثلاً در ابتدای یادداشت این سوال مطرح شده که “چرا مسخ شدیم؟” درک معنای این سوال بدون مطالعهی قسمت اول یادداشت اصولاً ناممکن است و منجر به برداشتهای اشتباه خواهد شد.
دوم: برای بازنشر این یادداشت وبلاگی، به هیچ وجه و به هیچ طریقی از من اجازه گرفته نشده است. گرچه بازنشر یادداشتهایم با ذکر مأخذ مجاز است.
سوم: همانطور که میدانید نام وبلاگ بنده هم “کلمه” است. این وبلاگ را مدتها پیش از تاسیس سایت خبری شما، درست کردم و این همنامی کاملاً تصادفی است. اشتباه شما در ذکر منبع این بود که در ذیل متن بازنشر شدهی یادداشت مذکور نوشته بودید “منبع: کلمه” و منظور از “کلمه” وبلاگ بنده بود، اما نه لینکی به وبلاگ بنده داده بودید و نه نام کامل آن را ذکر فرمودید؛ “کلمه: روزنوشتهای سید مرتضی هاشمی مدنی”!
جداً امیدوارم که این نحو بیان منبع از سر اشتباه باشد و نه نوعی شیطنت! امیدوارم گردانندگان سایت خبری شما نخواسته باشند که این یادداشت را یک “یادداشت تولیدی” از “سایت خبری کلمه” جا بزنند.
بنابر این اشتباه سایت خبری شما، روزنامهی کیهان در خبری با عنوان “موسوی: ميرزاكوچك خان اگر عقل داشت با انگليس و رضاخان نمی جنگيد! (خبر ويژه)” به نقد یادداشت من (البته به شیوهی مرسوم کیهانیان) پرداخته است. همینطور این “خبر ویژه” را سایتهایی مثل سایت “الف”، “خبرگزاری افق” و “مرکز اسناد انقلاب اسلامی” (هر کدام به شیوهی خود) بازنشر دادهاند.
در نامهای جداگانه به تحریف آشکار یادداشت مذکور در روزنامهی کیهان، اعتراض خواهم کرد، اما از شما میخواهم که توجه بفرمایید که؛
اولاً این یادداشت برای نشر در یک وبلاگ شخصی نوشته شده و نه برای یک نشریه و خبرگزاری سیاسی. ثانیاً میبایست سه قسمت یادداشت را با هم منتشر میکردید تا از بدفهمی جلوگیری شود. ثالثاً حتی اگر مایل به اجازه گرفتن از صاحب یادداشت نبودید، می بایست منبع را با دقت ذکر میکردید.
در نهایت خواهش میکنم بنابر اصول مصرح در قانون و اصل اخلاقی صداقت، این نامه را در همان صفحهی اول سایت خبری کلمه منتشر کنید و بابت اشتباه در ذکر منبع یادداشت مذکور توضیح دهید.
متشکرم
سید مرتضی هاشمی مدنی
نویسندهی وبلاگ کلمه
6 تیر 1389
مدیر مسئول محترم روزنامهی کیهان
سلام علیکم
در تاریخ 6 تیر ماه 1389 در صفحهی دوم روزنامهی شما به یادداشتی از بنده اشاره شده بود. لازم میدانم جهت تنویر افکار عمومی نکاتی را تذکر بدهم.
یادداشت “تراکم قهرمان و تکثر دنکیشوت” به قلم من و در وبلاگ شخصیام منتشر شده بود. این یادداشت قسمت دوم از یک متن سه قسمتی بود که در وبلاگ من به آدرس hashemimadani.net قابل دسترسی است. “سایت خبری کلمه” بدون اطلاع اینجانب این یادداشت را بازنشر داده است. از قضا نام وبلاگ من هم “کلمه” است و مسئولین “سایت خبری کلمه” نیز در انتهای یادداشت مذکور به منبع اینگونه اشاره کرده بودند؛ “منبع: کلمه”!
این نحو ارجاع به وبلاگ شخصی موجب این سوء تفاهم شده بود که بنده همکاریای با “سایت خبری کلمه” دارم. که این مسأله را به کلی تکذیب میکنم و در نامهای جداگانه مراتب اعتراضم را به مسئولین محترم سایت خبری مذکور اعلام کردهام.
تا اینجای کار تنها اشتباه (یا شیطنت) “سایت خبری کلمه” منجر به این سوء تفاهم شده بود. اما وقتی تفسیر شما از یادداشتم را دیدم، حقیقتاً از عمق بدفهمی شوکه شدم. موارد بدفهمی را در زیر میآورم:
اول: این یادداشت با نام من در سایت مذکور بازنشر داده شده. درست است که سایت مذکور منسوب به آقای مهندس میرحسین موسوی است، اما تعجب میکنم که چرا از ایشان به عنوان نگارندهی یادداشت نام بردهاید؟
دوم: تیتر خبر روزنامهی شما این بوده است: “میرزا کوچک خان اگر عقل داشت با انگلیس و رضاخان نمیجنگید!” کجای متن چنین چیزی گفته شده؟ در یادداشت مذکور به صراحت نوشته بودم: “این عمل [بسیاری از قیامهای نخبگان در تاریخ ایران] عقلانی است؟ جواب من مثبت است. این عمل برای آنها کاملاً عقلانی است.” از کجای این یادداشت و با کدام قرائتی میشود برداشت کرد که بنده ضد این را گفتهام؟
سوم: نوشتهاید که این نوعی “اهانت به مبارزات تاریخ ملت ایران” است. که البته باز در همان یادداشت نوشته بودم:
“با به کار بردن استعارهی “دنکیشوت”، قصد توهین به این نخبگان جوانمرد و بیتاب اخلاق را ندارم. برعکس اگر قرار بر توهین باشد، این توهین به جامعهای برمیگردد که ظرفیت تحمل قیام اخلاقی را ندارد. دنکیشوت نماد انسانی است که در دنیای اشتباهی قدم گذاشته و قواعد این دنیای اشتباهی را نمیپذیرد یا درک نمیکند.“
شاید شما به کار بردن اصطلاح “دنکیشوت” را به-جا ندانید و به آن نقد داشته باشید (و حتی شاید این نقد وارد هم باشد) اما این نحو وارونه نشان دادن هدف یادداشت، خلاف اخلاق است. در ادامهی “خبر ویژه”ی خود هم به سبک مرسوم خود به طرح مطالب و اتهاماتی به سیاستمداران منتقد پرداختهاید که به یادداشت بنده مربوط نمیشود. در نهایت لازم میدانم به سه نکته اشاره کنم:
اول: بنده هیچ نوع همکاریای با سایت محترم خبری کلمه ندارم و این یادداشت بدون اجازه و اطلاع من منتشر شده است (گرچه بازنشر یادداشت وبلاگیام با ذکر منبع مجاز است).
دوم: همنامی وبلاگ من و سایت خبری مذکور کاملاً تصادفی است و نشانهاش اینکه وبلاگ شخصی من، مدتها پیش از تاسیس سایت مذکور آغاز به کار کرده بود.
سوم: از تصمیم شما برای چاپ این نامه در روزنامهی کیهان استقبال میکنم اما جداً درخواست میکنم که اگر تمام نامه را منتشر نکردید، برداشت و تفسیر خود از مطالب این نامه را هم در روزنامه درج نفرمایید.
متشکرم
سید مرتضی هاشمی مدنی
نویسندهی وبلاگ کلمه
6 تیر 1389
قدرت خدا اون سر دنیا هم دست از سرتون بر نمی دارن!
مهم شدین دکتر! واقعا خدا صبرتون بده!
_________________
جالب این است که پنج روزی است که به توصیهی برخی اساتید اصولاً خبرخوانی، وبلاگ خوانی و هر چیز دیگر را کنار گذاشته ام. ان شا الله از این به بعد کلاً همه را ترک می کنم ببینم اینها هم مرا ترک می کنند یا نه!
نظر توسط مریم لطفی — 28, ژوئن, 2010 @ 10:40 ب.ظ
اولا که سایت کلمه کار اشتباهی کرده که ننوشته شما این مطلب در وبلاگتان نوشته اید و نه برای این سایت. سایت مردمک یک بار نوشته من را چاپ کرد اما به وضوح نوشت که فلانی این را در وبلاگش نوشته. گردانندگان سایت کلمه انگار نمی دانند چه دشمنانی دارند و مطلب یک وبلاگ را بدین صورت نقل کردن چه کاری دست نویسنده آن می تواند بدهد.
بعد. من از این تکه که خشونت تحقیر دو روی یک سکه اند خیلی خوشم امد. منتها حرف من اینست که خشونت تحقیرشدگی به همراه می آورد و «تجربه تحقیر آدمها را به مبارزه می کشاند». قسمت دوم حرف اکسل هونت است که من بالاخره در وبلاگم ازش خواهم نوشت! او دلیل همه مبارزات راتحقیر شدن ناشی از عدم بازشناسایی می داند.
بعدتر. توکلت علی الله!
_________________
منتظر نوشتهتان هستم. وقتی منتشر کردید خبر بدهید لطفاً!
نظر توسط شادی — 28, ژوئن, 2010 @ 10:43 ب.ظ
خوبی سید
کامنت ما را هم…
باشه
هر چه از دوست رسد نیکوست
___________________
کامنت بزرگتر از شما هم حاوی توهین باشد منتشر نمیکنم؛ دوست نام مستعاری من!
نظر توسط امیر — 28, ژوئن, 2010 @ 11:55 ب.ظ
سلام سید
اعتکاف بودی؟ قبول باشه! امشب میای پارک؟!!!!!!!!!!
با این اتفاقی که کیهان سرت اوورد فکر کنم تو منظومه فکریت! جایی برای هرمونوتیک و تفسیر و تاویل متن باقی نمونه!!
حالا هی بگید قرائت های مختلف از متن صامت!!!!!!
ولی انصافا کیهان خیلی پست مدرنه مگه نه؟!!!
نظر توسط اقبالی — 29, ژوئن, 2010 @ 12:14 ب.ظ