دکتر احمدنیا از من و هادی خواستند که به سوال یک دانشجو که به ایشان ای.میل زده بودند ،جواب بدهیم. مثل اینکه ایشان دانشجوی شیمی هستند و دارند به تغییر رشته و ادامۀ تحصیل در علوم انسانی فکر می کنند و سوالشان این است که : جامعه شناسی “دقیقا” راجع به چیست؟
جامعه شناسی حیطه ای است راجع به بسیاری از آنچه که مربوط به انسان و اجتماع است. کافی است به سایت دپارتمان های دانشگاه های مطرح دنیا بروید (مثلا دانشگاه نیویورک را پیشنهاد می دهم) و نگاهی به تخصص های اساتید بیاندازید. خواهید دید که حیطۀ مطالعۀ جامعه شناسی آنقدر وسیع است که گاه فکر می کنیم هیچ محدودۀ مشخصی ندارد- که همینطور هم هست.
مثلاً در جامعه شناسی حوزه ای هست به نام جامعه شناسی سیاسی. به نظر می رسد که همه می دانیم که این حوزه به چه می پردازد. اما در واقع آنچه ما در ابتدا فکر می کنیم ،با واقعیت تفاوت بسیاری دارد. جامعه شناسی سیاسی به نهاد های سیاسی مانند دولت و احزاب و صنوف و مانند آنها می پردازد. اما از سویی دیگر به جنبش های اجتماعی که در بطن جامعه جریان دارند و می خواهند تغییراتی ایجاد کنند نیز توجه دارد. جامعه شناسی سیاسی به تاریخ روابط سیاسی هم می پردازد. شکل گیری صور متفاوت حکومت ها و تأثیر آنها بر جامعه و تأثیر جوامع بر آنها و بسیاری چیز های دیگر هم محل مطالعۀ جامعه شناسی سیاسی است.
یا مثال دیگری می زنم ؛ حوزۀ مطالعاتی من “جامعه شناسی معرفت” است. این حوزۀ نسبتاً جدید التاسیس ،وسعت بی نظیری دارد که در بین خود جامعه شناسان هم زبانزد است. ایدۀ بنیانی این حوزه این است که هر اندیشه ای در بستر خاص اجتماعی رشد می کند. مثلاً می توان پرسید چرا فلسفه در یونان باستان ظهور کرد و نه در جای دیگر؟ این رشته بنا به مقتضیاتش هم مرتبط با فلسفه –مخصوصاً فلسفۀ علم است- و هم گاه با دیگر حوزه های جامعه شناسی. مثلاً سوال دیگری که ممکن است در این حوزه پرسیده شود این است که نازیسم در اروپا چگونه رشد کرد؟ نازیسم فرای یک حزب در آلمان هیتلری ،یک نوع ایدئولوژی سیاسی هم بود. بنا بر این ،سوال ما می تواند در هر دو حوزۀ جامعه شناسی معرفت و جامعه شناسی سیاسی مورد بررسی قرار گیرد.
همین مسأله را در مورد تمام حوزه های جامعه شناسی در نظر بگیرید. از جامعه شناسی خانواده ،تا روانشناسی اجتماعی ، از جامعه شناسی دین تا جامعه شناسی هنر و مانند این. می بینید که جامعه شناسی چه موضوعات و سوالات گسترده ای را پوشش داده و به چه میزان مرزهای مبهمی با دیگر رشته ها دارد. پس در نهایت باید گفت جامعه شناسی -در میان علوم انسانی- یکی از آن رشته های گستردۀ مطالعاتی است که به موضوعات انسانی -اجتماعی از زوایای متفاوت و متکثر می پردازد. نمی توان گفت که “دقیقاً” به چه چیز می پردازد. در تعیین موضوع برای جامعه شناسی نمی توان به “دقت” سخن گفت. بهترین راه برای اینکه ببینم جامعه شناسی چیست ،این است که وارد جامعه شناسی شویم. برای نقطۀ شروع شاید کتاب “جامعه شناسی” اثر آنتونی گیدنز یا کتاب “اندیشه های بنیادی در جامعه شناسی” اثر پیتر کیویستو (هر دو از نشر نی) مفید باشد.
گذشته از این ،به نظر می رسد یکی از مشکلات دانشجویانی که از رشته های فنی وارد علوم انسانی می شود این است که چندان با منطق علوم انسانی آشنا نیستند. منظورم این است که در این علوم به دنبال همان “قطعیت” و “دقتی” هستند که در رشته های فنی موجود بود. در حالی که در علوم انسانی ،”عدم قطعیت” ،خود، یک فضیلت است. همه چیز در اینجا مبهم است. امر مورد بررسی؛ انسان ها و افکار و اعمال اویند. پس باید گفت ما با مسائلی مواجهیم که به اندازۀ خود انسان پیچیده ،مبهم و تو در تو هستند. به جرأت می توان گفت که ما هنوز نمی دانیم که جامعه شناسی چیست؟ یا چه باید باشد؟ بلکه تنها حدود مبهمی از این حیطه را می شناسیم. بحث دربارۀ این که جامعه شناسی چیست؟ هنوز یکی از مباحث اصلی در این رشته است و هر دانشمندی خود تلقی جدیدی از این حیطه ارائه می دهد. تصور هم نمی شود که در آینده جامعه شناسان به وفاقی بر سر این تعریف برسند.
پیشنهاد من این است که اگر کسی می خواهد وارد رشته های علوم انسانی و علوم اجتماعی شود ،ابتداً و پیش از تعیین تکلیف در مورد رشتۀ مورد علاقه اش این را در نظر بگیرد که وارد فضایی پر از سوال و پر از ابهام می شود. پس “کسی که طاقت ابهام را ندارد در این وادی پای نگذارد!”
_________________________
مرتبط در کلمه : “ابهام“ ، “چگونه جامعه شناس شویم؟” و “خاص بودگی فرهنگ” !
baz ham az babate lotfeoon jahate tozihati ke dadin kheyli mamnoon ./
__________
خواهش می کنم : )
نظر توسط noora — آگوست 4, 2008 @ 9:16 ب.ظ
سلام و تشکر فراوان. لینک دادم تا سایرین هم بهره مند شوند.
__________________
لطف دارید ! : )
نظر توسط از زندگی — آگوست 5, 2008 @ 11:02 ق.ظ
جامعه شناسی معرفت! چه جالب! فرقش با خود معرفت شناسی که احتمالا فرانسه اش همان epistemologie باشد چیست؟ یعنی جامعه شناس معرفت چه کاری می کند که خود معرفت شناس نمی کند؟
توضیحاتتان خیلی روان بود و نکات جالبی داشت اما من اگر جای دانشجویی بودم که چیزی از جامعه شناسی نمی داند خیلی قانع نمی شدم. یعنی جواب سوالم را نگرفته بودم. خوب نمی فهمیدم جامعه شناسی چی را مطالعه می کند و جامعه شناس چه کاری می کند. البته احتمالا این از آی کیوی پایین بنده ناشی می شود.
من از آنجایی که هیچ کلاس جامعه شناسی نگذراندم برای اینکه کمی بفهمم جامعه شناسی چه هست و فرق محققین این علم با محققین علم ارتباطات -رشته تحصیلیم- چه چیزهاییست (با توجه به اینکه خیلی وقتها موضوع تحقیقها یکی است) کمی این ور و آن ور خواندم و به هیچ عنوان ادعای درستی و جامع بودن و اللخصوص قصد زبان درازی به ساحت شما جامعه شناس عزیز را ندارم! فقط گفتم شاید به توضیحات شما چیزی بیافزاید. غلط گیری بفرمایید ممنون می شوم!
به نظر من هدف حامعه شناسی توصیف وفادارانه(تا حد ممکن) از جامعه و طرزکارش هست. از اهداف جامعه شناسها بررسی مطالبی است نظیر فهم ساختار جامعه , تغییراتی که در آن پدید می آید, اینکه پیوندهای اجتماعی چطور پدید می آیند و خشونت از بینشان نمی برد و اصولا جامعه چطور سرپاست, مطالعه فعالیت های انسانها و کلا مطالعه پدیده های مختلفی اانسانی است که در جامعه پدید می آید. برای این کار هم جامعه شناس در منزل نمی نشیند تا نسخه صادر کند. بلکه به میان مردم می رود با آنها صحبت می کند و به مشاهده مستقیم فعالیتهاشان می پردازد.
__________________
یکی از مسائل مهم جامعه شناسی معرفت همین است : فرق جامعه شناسی معرفت با معرفت شناسی. در بسیاری از مکاتب پست مدرن این دو را یکی می گیرند. اگر با فلسفه های پست مدرن که معمولاً بنای دیدشان را بر زبان یا گفتمان می گذارند آشنا باشید ،تصدیق می فرمائید که نمونه های خوبی از آن مکاتبی هستند که کلاً شناخت را محدود به ساختارهایی ساخته ی اجتماع(چه زبان در بیان وبتگنشتاین ،گفتمان در دید فوکو یا میدان های عمل در دید بوردیو) می دانند.پس از نظر آنها بین این دو فرقی نیست. / در هر حال از کمک و تصحیحتان متشکر! : )
نظر توسط ش ض — آگوست 6, 2008 @ 1:22 ق.ظ
یادم رفت بنویسم که جامعه شناسی برای من از شیرین ترین علمهای روی جهان است. چیزی است که مدام قلقلکت می دهد دنیا را با عینکش ببینی. بازار کارش در ایران نمی دانم چطور است و ایا آینده خوبی می داشتم اگر جامعه شناس می شدم یا نه اما از خواندن تحقیقها و تئوریهای ی جامعه شناسانه _بر عکس علمی مثل فلسفه_ هیچ وقت خسته نمی شوم.
نظر توسط ش ض - ادامه — آگوست 6, 2008 @ 1:27 ق.ظ
راستش فکر می کنم دانشجویان رشته ی جامعه شناسی خودشان هم با منطق جامعه شناسی بیگانه اند! به آن دوست مهندسی که می خواهد تغییر رشته بدهد باید گفت احتمالا خیلی سریع تر از دانشجویان جامعه شناسی منطق آن را درخواهد یافت؛ البته اگر علاقه وا نگیزه ی کافی داشته باشد. جسارتا باید عرض کنم چیزی که ما تغییررشته ای ها را بیش تر حیرت زده می کند جو اساتید و دانشجویان این رشته ها است نه خود رشته.
____________
البته منظور من برخی از اونهایی بود که از رشته های فنی وارد جامعه شناسی می شوند نه همه شون. : )
نظر توسط نیم نگاه — آگوست 6, 2008 @ 10:37 ق.ظ