5, اکتبر, 2009

Happy End

دسته: یادداشت های شخصی – Author: سيدمرتضي هاشمي مدني – 9:26 ب.ظ

 

داستان های “هَپی اِند” (Happy End) را دوست ندارم چون واقعی نیستند. واقعیت را دوست دارم چون هَپی اِند نیست. داستان های هَپی اِند واقعی نیستند چون دقیقاً در زمانی تمام می شوند که زندگی شروع می شود. زندگی واقعی است و معمولاً به خوشی تمام نمی شود. تپش قلب زندگی در داستان هپی اند حذف می شود و این درست همان خیانت آفریننده ی این داستان هاست.

داستان های این گونه ای ظاهراً زیبا هستند، چون دروغ می گویند. زندگی ظاهراً زیبا نیست، چون راست می گوید.

6 نظر »

  1. سلام.
    نکنه بهروز آورزمان معلم شما هم بوده؟!
    __________________
    نه خیر! لینک اشعار ایشان یک جور سرقت غیر مسلحانه و مودبانه از لینک های وبلاگ حضرت عالی بود. : )

    نظر توسط احمدرضا بلیغ — 5, اکتبر, 2009 @ 10:56 ب.ظ

  2. بسم الله الرحمن الرحیم
    یکی از جالب ترین نوشته های وبلاگتون بود به عقیده من! و کاملا با این نظر موافقم . شاید برای همین هیج وقت از کتابهایی که پایان خوش دارند یا اصلا یه جورایی پایان واضح و مشخص دارند لذت نمی برم : )
    _____________________________
    متشکر!

    نظر توسط تربت تشنه — 5, اکتبر, 2009 @ 11:04 ب.ظ

  3. بای ابتدای کامنت اشتباه نوشته شد !

    نظر توسط تربت تشنه — 5, اکتبر, 2009 @ 11:05 ب.ظ

  4. تا تو هیچ فاصله‌ای نبود
    تا تو فقط من بودم

    و از تو فقط من مانده بودم

    هرجا که خالی بود تو بودی

    و هرچه که پُر بود، شبیه دل من بود

    اما تا تو یک دل هم یک دل بود

    من برای این دل کم بودم

    اما تو هیچ نبودی حتی کم…
    ______________________
    قربانت. به همچنین! : )

    نظر توسط همکلاسی فاشیست — 6, اکتبر, 2009 @ 1:27 ب.ظ

  5. سلام
    ممنون لطف کرده بودی. با آرزوی سربلندی

    نظر توسط افرا جنگلی — 7, اکتبر, 2009 @ 11:11 ق.ظ

  6. کاملا موافقم.
    پیروز باش.

    نظر توسط یه نفر — 28, مارس, 2010 @ 5:54 ق.ظ

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. | TrackBack URI

نظر بدهيد