<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: هنوز حلاج ها بر سر دارند &#8230;</title>
	<atom:link href="http://www.hashemimadani.net/archives/505/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.hashemimadani.net/archives/505</link>
	<description></description>
	<pubDate>Fri, 18 May 2012 14:54:14 +0000</pubDate>
	<generator>http://wordpress.org/?v=2.6.3</generator>
		<item>
		<title>با: کلمه &#187; ساندویچ حقیقت -</title>
		<link>http://www.hashemimadani.net/archives/505#comment-233451</link>
		<dc:creator>کلمه &#187; ساندویچ حقیقت -</dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 Jul 2009 14:37:55 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.hashemimadani.net/?p=505#comment-233451</guid>
		<description>[...] در این مسیر بود که در یادداشت &#8220;علیه تردید&#8220;، تردید را پدیده ای شیطانی می نامم. چون می بینم که دوستانم مدام از هم می پرسند که حق کجاست؟ چه باید بکنیم؟ کدام موضع را ترجیح بدهیم؟ شک دارند. تردید کرده اند. دودل اند. نمی دانند. جواب من به آن سوال این بود که این تردید خود بدترین گناه است. لازم نیست برای گریز از تردید یک دفعه به دامان یک جناح برویم. یقین پیشنهادی من یک یقین دفعی و دروغین نبود. آنچه به نظرم درست می آمد این بود که بدانیم با این حجاب ضخیمی که بر سر حقیقت کشیده شده چگونه باید برخورد کرد. جواب را در عرفان اسلامی یافتم. &#8220;راه را خداوند –از سر لطف- در پیروی از پیامبر درون و پیامبر برون قرار داده. خورشیدی در مرکز نفس انسان است که هر گاه غبار از آن بزداییم می توانیم راه را بیابیم&#8221; (ر.ک: هنوز حلاج ها بر سر  دارند &#8230;). [...]</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>[...] در این مسیر بود که در یادداشت &#8220;علیه تردید&#8220;، تردید را پدیده ای شیطانی می نامم. چون می بینم که دوستانم مدام از هم می پرسند که حق کجاست؟ چه باید بکنیم؟ کدام موضع را ترجیح بدهیم؟ شک دارند. تردید کرده اند. دودل اند. نمی دانند. جواب من به آن سوال این بود که این تردید خود بدترین گناه است. لازم نیست برای گریز از تردید یک دفعه به دامان یک جناح برویم. یقین پیشنهادی من یک یقین دفعی و دروغین نبود. آنچه به نظرم درست می آمد این بود که بدانیم با این حجاب ضخیمی که بر سر حقیقت کشیده شده چگونه باید برخورد کرد. جواب را در عرفان اسلامی یافتم. &#8220;راه را خداوند –از سر لطف- در پیروی از پیامبر درون و پیامبر برون قرار داده. خورشیدی در مرکز نفس انسان است که هر گاه غبار از آن بزداییم می توانیم راه را بیابیم&#8221; (ر.ک: هنوز حلاج ها بر سر  دارند &#8230;). [...]</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

