
مثل هر سال در ایام نمایشگاه، بحث اقبال مردم به نمایشگاه مطرح می شود. باز می گویند که این اقبال همه جانبه با آمار کم کتابخوانی جور در نمی آید. پس مثل هر سال نتیجه می گیریم که مردم بیشتر برای خرید ساندویچ و سیب زمینی به نمایشگاه می آیند. این تحلیل ها را نشنیده اید؟ تحلیل های عمیق تر رادیویی می گویند مردم بیشتر پوستر و سی دی می خرند تا کتاب!
اما واقعاً چرا اینقدر اقبال به نمایشگاه کتاب زیاد و اقبال به کتابخوانی کم است؟ من با دومی کار ندارم. اما در مورد سوال اولی : به نظرم می رسد که هیچ وقت به این قضیه از بعد جامعه شناختی توجه نکرده ایم. خلاصۀ جواب من این است که ما از “ما” بودن لذت می بریم. نمی دانم تجربه اش را داشته اید یا نه. وقتی در میان جمعیت زیادی از مردم با یک قصد واحد حرکت می کنید –مثل یک راهپیمایی- چقدر احساس خوبی به شما دست می دهد. اگر تنها به نمایشگاه بروید –مثل این سال های من- فرصت فکر کردن به این بعد را هم پیدا می کنید. گام به گام با جمعیت زیادی به یک قصد حرکت می کنید. این برای ما خوشایند است. گویی که ما تأیید دیگران را داریم. همه می دانیم که کاری می کنیم که همه می کنند- خرید کتاب. مخصوصاً کتاب! کتاب نماد است. به قول بوردیو ،سرمایۀ نمادی ماست. ما با خرید کتاب –صرف نظر از مطالعۀ آن – در یک مناسک جمعی ،”سرمایه ای نمادین” را کسب می کنیم. کتاب نمادی است از موقعیت فکری ما و ما با افتخار در یک کنش مشترک جمعی این موقعیت را اعلام می کنیم.
بیشتر زجر رابینسون کروزوئه در جزیرۀ تنهایی هایش ، از نبود جمع انسان هایی بود، تا در آن جمع با دیگران احساس یگانگی کند. اگر نه در آن جزیره انواع خوراکی ها پیدا می شد که زندگی اش را با آنها سر کند. سیب زمینی و ساندویچ را می توان همه جا خورد و لذت برد. اما در نمایشگاه کتاب این تنها چاشنی یک مناسک عظیم جمعی است. پس اینقدر نگوییم ؛مردم برای خرید پوستر و سیب زمینی به نمایشگاه می روند.
نه بابا ؟؟؟؟؟؟؟؟
خوشم اومد ///////
بروبچ بزرگ شدن . کارای بزرگ بزرگ میکنند .
انشاالله در پناه ایزد منان موفق و موید باشید .
دوست . یار . مخلص شما
علی
نظر توسط علی — 5, می, 2008 @ 2:00 ب.ظ
سلام
حتما یه سر به وبلاگم یزن و بخون.
_____________________
فکر می کنم از صحبت های من برداشت اشتباه کردید. من نگفتم و منظورم نبوده است که :” اصلا مهم نیست که مردم در نمایشگاه،کتاب نخرند و فقط آنچه اهمیت دارد احساس یگانگی مردم در خرید کتاب است” . در واقع می خواستم بگویم که به نظرم می رسدمی توان با تحلیل جامعه شناختی به این سبک، به دلیل اصلی حضور مردم در نمایشگاه پی برد. در واقع من نگفتم این حالت خوبه یا بده. گفتم که دو نوع آمار از حضور مردم-در نمایشگاه- و هم از عدم مطالعۀ آنها داریم که با هم نمی خوانند. پس شاید این ایدۀ مطرح شده کلید فهم ما باشد و نه تحلیل های ساده و عوامانه ای مثل آنها که در متن ذکر شد. همین!
نظر توسط صالح — 6, می, 2008 @ 8:36 ق.ظ
سلام آقا مرتضی
منتظر بودم جواب منو بدی یا برام ایمیل بزنی خبری نشد به خانواده سلام برسون
دوست یار مخلص شما علی خطی ..
_______________________
سلام علیکم ! چون در کامنت قبلی آدرس ای میلتون را با حروف بزرگ زده بودید ،ورد پرس خود به خود نظرتون را وارد اسپم ها کرده بود. تا پیداش کردم طول کشید. بعد مطمئن نبودم که شما همان آقا علی خودمان هستید یا نه.
بابت این موضوع ببخشید. : )
نظر توسط علی — 14, می, 2008 @ 12:35 ب.ظ
نه هنوز..یک انتشارات امامی در شهرمان داریم که بی منت نمایشگاه کتابهاش رو از پشت جلد ارزونتر میده از ایشان خواهیم خرید و اینکه خیلی دوست داشتم بیام دانشکده ولی اصلا وقت نشد ،شما تشریف بیارید مشهد خوشحال میشیم : )
نظر توسط آپاچی — 14, می, 2008 @ 10:42 ب.ظ
سلام
با تشکر از توجه شما. با توجه به سابقه ی قبلی من در پزشکی و روانشناسی نظر شما درست است. خوشحال می شوم در مواردی که مطلب نوشته ام پیشنهاد دهید چه گونه همان مساله را میشود با دید جامعه شناختی بیشتر بررسی کرد.
وبلاگ شما را پسندیدم و به جمع لینکهام افزودم.
موفق باشید
_____________________
اگر تحلیل جایگزینی به نظرم رسید چشم! : )
نظر توسط پوریا صرامی — 16, می, 2008 @ 1:11 ق.ظ
هوالمستعان،
كسي كه با كتاب آرامش يابد، هيچ آرامشي را از دست
نداده است.
(امير المؤمنين (ع))
نظر توسط saleh — 16, می, 2008 @ 5:00 ب.ظ