نسل بی حماسه ی من (3) + آلبوم عکس های تجمعات انتخاباتی
به نظر من، عنوان “ملت ِ همیشه در صحنه” دیگر چندان صحیح نیست. ملت نمی تواند مدام به “صحنه” بیاید. اگر آنها در صحنه باشند پس بازیگرانِ صحنه کجا بروند. در این صورت اصولاً امر سیاسی شکل نمی گیرد. چند سال ابتدایی انقلاب نیاز بود که برای تثبیت صحنه ی جدید، تماشاگران، مدام به صحنه بیایند و بر مشروعیت این صحنه مهر تائید بزنند. اما بعد از تثبیت و در سی امین سال تاسیس جمهوری اسلامی دیگر نیاز نیست که ملت “همیشه” در صحنه باشند. آنها می توانند با خیال راحت در جایگاه تماشاچی بنشینند و تماشاگر سیاست باشند. دموکراسی ایرانی به صورت دوره ای و قانونمند زمان هایی را برای آنها در نظر گرفته که می توانند وارد صحنه شوند و تغییراتی را ایجاد کنند. یکی از آن دوره ها همین زمان انتخابات است.
در دو هفته ی قبل از انتخابات، هر عصر به میدان ولی عصر سر می زنم. گردهمایی خوجوش مردم برایم جالب است. تا شب قبل از”آن مناظره ی تاریخی”، معمولاً مردم در دسته های ده تا بیست نفری با هم بحث می کردند، اما بعد از مناظره جو عوض شد. کم کم تجمعات میل کرد به شعار دادن و “رو کم کردن”! حضرت علی ع می فرمایند: “مردم به حکام خود شبیه تر اند تا به پدرانشان”. وقتی مناظره ها به سمت “رو کم کردن” برود، مردم هم تاثیر می پذیرند.
بگذریم! این روزها به شعارها دقت می کنم. شعارها، واریانس غیر معمولی دارند. دیروز در یک جمع واحد در برابر پارک دانشجو انواعی از شعار ها داده می شد, از شعار غلیظی مانند : “خونی که در رگ ماست/هدیه به موسوی هاست” گرفته تا شعار عوامانه ای مانند : “ای ول، ای وله، ای ول ، احمدی یله، ای ول!” همچنین تا شعار طنزی مثل این: “لا لا لای لای لا لا لای لای … احمدی بای بای”. این در هم آمیختگی شعار ها نشانه ی چیست؟
به نظر من این نشانه ی این است که هدفی سیاسی در پس این شعار ها نیست. مردم (که اکثریت جوانند) برای انجام کار سیاسی وارد صحنه نشده اند. برای تفریح آمده اند. از خنده های مدام در حین انجام این مناسک می توان این را فهمید. درگیری ها در کمترین میزان خود هستند. کمتر کسی رگ غیرتش متورم می شود. همه می خندند و منتظرند که کسی در جمع یک نوآوری بکند و شعاری بسازد. مثل اس ام اس های طنزی که به هم می فرستند. اما این دوره ی قبل از انتخابات فرصت یگانه ای است که این طنز ِ پنهان ِ اس ام اسی رو بیاید و در سطح اجتماع مطرح شود. با این کار دیگر در خفا قواعد حاکم را به تمسخر نمی گیرند، بلکه رسماً و علناً در میادین و خیابان ها این کار را می کنند.
مردم می دانند که چه زمانی به “صحنه” بیایند. وقتی که حاکمیت کم ترین حساسیت را روی آنها دارد. آنها از این فرصت برای بر هم زدن صحنه استفاده می کنند. این نوعی تفریح است. زمانی به صحنه می آیند که حاکمیت با آزادی تمام از آنها می خواهد که به “صحنه” بیایند. دموکراسی به آنها نیاز دارد. آنها هم از این نیاز استفاده می کنند. در دموکراسی ایرانی فرصتی پیش بینی شده تا تماشاچی های ثابت، صحنه را به هم بزنند و “بازیگران” جدید را وارد صحنه کنند.
درست بعد از این که صحنه ی جدید ساخته شد و بازیگران جدید انتخاب شدند، ملت به جایگاه تماشاچی باز می گردند. حالا دوباره تنها با اس ام اس و مخفیانه است که می توان صحنه را به چالش کشید و بازیگران را زیر نظر داشت. تا آن زمان یک دوره ی طلایی و کوتاه برای تمسخر امر سیاسی و هر نوع کلان روایت جدی برای “نسل بی حماسه ی من” وجود دارد.
پ.ن: سایر عکس هایی که دیروز گرفتم را در زیر می توانید ببینید (مکان عکس ها: پارک دانشجو، میدان ولی عصر و خیابان ولی عصر).
مرتبط : نامجو و نسل بی حماسه ی من (1)
نامجو و نسل بی حماسه ی من (2 / عصیانگران بی معنایی )
- استفاده ی گزینشی از نماد های مورد تائید حکومت، بدون تعهد به آرمان های حکومت: جالب بود در عرض دو دقیقه جوانان حاضر در صحنه می توانستند دو شعار بدهند که یکی بار سنگین مذهبی داشته باشد (مانند اینکه صلی علی محمد/بوی صداقت آمد)، و بعد از آن بلافاصله یک شعار طنز و تمسخر آلود (مانند …) : )
یک سوژه که از دستم فرار کرد دو دختر کم حجاب با یک پسر بودند که هر سه چفیه انداخته بودند و حامی احمدی نژاد هم بودند.







nasro menallah va fathon gharib nang barin dolate mardom farin. zende bad moosaviiiiiiiiiiiiiiiiiiiiii
نظر توسط k.mohajer — 8, ژوئن, 2009 @ 8:26 ب.ظ
bebakhshid bad type shod mardom farib manzooram bood
نظر توسط k.mohajer — 8, ژوئن, 2009 @ 8:27 ب.ظ
کاش شعار لا لا لای رو میشد با موسیقیش بذارید:دی
باور می کنید نتونستم جور دربیارمش
؟
___________________________
دو تا “لا” اول و یک “لای” را کوتاه و سریع بگویید، “لای” دوم را کمی بکشید-در واقع الفِ “لای” را بایست بکشید. این کار را دوبار تکرار کنید. بعد، “بای” دوم را هم کمی بکشید. حالا می توانید از نام احمدی یا موسوی استفاده کنید و کاندیدای رقیب مورد نظر را تخریب کنید. : ))
نظر توسط ملاتبار — 9, ژوئن, 2009 @ 1:29 ب.ظ
عکس هات کیفیت بصری و هنری پایینی دارند.به جز عکس پسر ک در کنار موتور . با نظرت درباره بازی گرفتن انتخابات توسط مردم تقریبا موافقم اما از یاد نبر که دنیای ما پر از این بازی هاست . بازی هایی که در عین توهمی بودن همه در اون دنبال برد وباخت واقعی اند مثل فوتبال . واین دقیقا همون چیزی که خیلی ترسناکه. به همین انتخابت اخیر نگاه کن عوام به احمدی به دیده کاوه آهنگر که درمقابل هاشمی مار دوش قد علم کرده نگاه میکنن یا خواص البته به غیر امثال تو به میر حسین به دیده ماهاتیر محمد ایران . در ضمن این تشبیه صحنه تئاتر رو هر جایی نگو زیرا ممکنه برخی عوام مثل من فکر های بدی درباره ات بکنن که………بله توهم از صحنه گردان هایی .
__________________________________
همینه که همه ی کاندیداها بر تخصص گرایی تاکید دارند ها! بابا شما چه کار به تحلیل عکس دارید. اینها همه برنده ی پولیتزر امسال می شوند. می گویید نه؟! می بینیم. : )
در زمینه ی بازی های توهمی، به نکته ی جالبی اشاره کردی. قبول دارم.
نظر توسط نیاز الرعایا — 9, ژوئن, 2009 @ 8:11 ب.ظ
[...] هر حال لازم می دانم از تمام “ملت همیشه در صحنه” بابت کمک به بازتولید این کلیشه های ابلهانه [...]
پینگ توسط کلمه » این وظیفه ی شرعی و ملی ماست! - — 12, ژوئن, 2009 @ 10:39 ب.ظ
آیا موسوی به ولایت فقیه معتقد است؟
عباس خسروانی
عليرغم اينكه مجمع روحانيون مبارز تجمع روز شنبه خود را هرچند ديرهنگام لغو كرد، اما آقای موسوي اين تجمع غير قانوني را لغو نكرد و تنها به اراذل و اوباش و گروهك ها بهانه داد تا مردم را مورد آزار و اذيت قرار دهند.گزارش ها حاکی از آن است،که در کنار تجمع غير قانوني حاميان موسوي عناصر گروهكهاي تروريستي و اراذل و اوباش مشاهده شده كه به اموال عمومي خسارت وارد مي كردند.ارذال و اوباش و حاميان موسوي به تخريب و غارت مغازه ها، آتش زدن خوردوهاي مردم و بانكها، حمله به عابرين و حمله به مساجد مبادرت كردند.بیانیه اخیر آقای موسوی هم در این میان به اغتشاشات دامن زد.این در حالی است که رهبر معظم انقلاب در خطبه دوم نماز جمعه، رهنمود های لازم را به همگان داده بودند.اما آقای موسوی بدون توجه به بیانات رهبری باز هم به آتش فتنه دمید و در سالروز حمله مسلحانه منافقين عليه امام (ره) و نظام و انقلاب براي خروج بر حاكميت، بیانیه تحریک کننده صادر کرد.عملکرد آقای موسوی اسباب خوشحالی دشمنان انقلاب را در آن سوی مرز ها فراهم کرده است و اینک چشم امید آنان به آقای موسوی است.فقط به اظهارات موشه يعلون رئيس سابق اطلاعات ارتش رزیم صهیونیستی اشاره می کنم که گفته: “موسوي و همسرش روح جديدي به آزادي بخشيدهاند، بنابراين من تكرار ميكنم انقلابي در ايران روي خواهد داد.اتفاقي كه در آنجا در حال روي دادن است نشانههاي دلگرم كنندهاي براي غرب دارد”. تصور نمی شد آقاي موسوي در برابر سماحت رهبري و نصايح دلسوزانه ايشان اين قدر بياعتنايي و جمود نشان دهند و با ايستادن در مقابل قانون دوباره به تحريكهايي كه به اغتشاش منجر ميشود، بپردازند. آيا بيانيه اخیر آقاي موسوي تولي به ولايت و التزام عملي به قانون اساسي بود؟به راستی اگر امام (ره) در قيد حيات بودند راجع به صدور بيانيهاي كه فرمان اغتشاش و آشوب دارد و از اتاق جنگ رواني آقاي موسوي به گوش ميرسد چه ميفرمودند؟ لازم است در اینجا به آقای موسوی که در بیانیه خود از امام(ره) دم می زد یاد آور شویم که امام(ره) فرمودند تا وقتي از ولايت فقيه اطاعت كنيد به كشور آسيبي نميرسد.آقاي موسوي اظهار داشتهاند “رهبري محور وحدت ماست. ايشان فردي است كه پاسدار ارزشهاي اصيل انقلاب ماست و وظايف سنگيني كه براي پيشبرد نظام برعهده ايشان است نمايانگر همين مسئله است. كسي كه به نظام علاقه داشته باشد و بخواهد براي اين كشور و نظام و در درون آن كار كند نميتواند خود را در اين مسايل فريب دهد. ” اميد بود پس از سخنان رهبر معظم انقلاب در خطبههاي نماز جمعه، آقاي موسوي به دستورات ايشان تمكين كرده و دست از تهييج و تحريك برداشته و اجازه استفاده از اين فرصت براي دشمنان انقلاب و نظام نميدادند. حال این سوال مطرح می شود که آیا موسوی به ولایت فقیه معتقد است؟
متاسفانه آقای موسوی با رفتار و عملکرد خود نشان داد که التزامی به ولایت فقیه ندارد.سخنان مقام عظمای ولایت در نماز جمعه فصلالخطاب و اتمام حجت با كانون فتنههاي اخير بود و نيروهايي كه پس از اتمام حجت به هر شكل،و به هر دليل و بهانهاي بخواهند آرامش و امنيت كشور را برهم زنند ديگر اين افراد نيروهايي حساب ميشوند كه عليه جمهوري اسلامي اعلام جنگ كردهاند و مشخص ميشود كه در خط جبهه دشمنان انقلاب قرار گرفتهاند و قصد دارند كه امنيت و ثبات جمهوري اسلامي را نشانه بگيرند و به نظام جمهوري اسلامي ضربه بزنند. طبيعتاً اين نيروها ديگر به هيچ عنوان فعال سياسي و نيروهاي درون نظام محسوب نميشوند بلکه نيروهايي هستند كه عليه نظام اسلامي خروج كرده و طبيعتاً وظيفه نظام اين است كه براي حفظ امنيت و ثبات با نيروهايي كه به هيچ عنوان زبان منطق و قانون را نميفهمند و كاملاً به عنوان پياده نظام استكبار عمل ميكنند برخورد جدي داشته باشد. طبيعتاً هر حادثه و مشكلي در اين مسير پيش بيايد مسئوليتش به عهده سياستمداراني است كه ظرفيت و فهم لازم از فعاليت سياسي در فضاي جمهوري اسلامي را پيدا نكردهاند و از برخورد توام با رأفت نظام در طول هفته گذشته قصد سواستفاده دارند و احساس كردهاند كه اين برخورد توأم با رأفت از سوي نظام، نشانه ضعف نظام است. كساني كه فضاي هفته پس از انتخابات را نشاندهنده قدرت خودشان و نشانه ضعف نظام دانستهاند و خيابانها را جولانگاه خود و هوادارانشان كردهاند،بدانند که حجت بر آنان تمام شده و آستانه تحمل نظام بيش از اين نيست و بعد از اين با اين كانون فتنه به طور جدي برخورد خواهد كرد. اگر كساني بخواهند در مقابل قانون و راي مردم ايستادگي كنند مردم ولايتمدار آنها را همچون بني صدر از صحنه سياست خارج كرده و به زبالهدان تاريخ خواهند انداخت.
نظر توسط عباس خسروانی — 21, ژوئن, 2009 @ 1:39 ب.ظ
شما خونه جوانهایی که در این راه ریخته شده به مسخره گرفتید شما فریادهای ازادی خواه مردم را به مسخره میگیرید.مردم ما فریب نمیخورند.مردم ما برای تفریح نجنگیدند و کشته نشدند شما با این تصور خودتان را به مسخره گرفتید .زنده باد ایران زنده باد ازادی زنده باد موسوی
_________________________
من؟!
نظر توسط هانیه — 28, ژوئن, 2009 @ 3:03 ب.ظ