24, آوریل, 2013

سکولاریسم “خنثی” نیست

Category: مطالعات اجتماعی و فرهنگی – Author: سيدمرتضي هاشمي مدني – 7:22 ق.ظ

در باب تصویب لایحه‌ی ازدواج هم‌جنس‌گرایان در فرانسه

چند روز پیش در پارلمان فرانسه لایحه تایید ازدواج هم‌جنس‌گرایان تصویب شد. این لایحه برای مدتی طولانی مورد مناقشه بوده است. فرانسوا اولاند رئیس جمهور چپ‌گرای فرانسه، تصویب این لایحه را در صدر وعده‌های خود قرار داده بود. مخالفین هم‌جنس‌گرایی بارها به خیابان آمدند و اعتراض‌شان به این طرح را اعلام کردند. نظرسنجی‌ها نشان‌ می‌دهد که تا سال‌ها مخالفین هم‌جنس‌گرایی در اکثریت بودند و تنها در سه سال اخیر فرانسه به یک تعادل ناپایدار بین طرفداران و مخالفان هم‌جنس‌گرایی رسیده‌ است (نتایج آخرین نظرسنجی، اینجا). اما همین تعادل شکننده این احتمال را قوت می‌دهد که اگر این لایحه‌ی مناقشه‌برانگیز (نه تنها در پشت درهای بسته‌ی پارلمان که) در ساحت همه‌پرسی به محک گذاشته شود، شکست بخورد.

برای جلوگیری از هرنوع بدفهمی باید اشاره کرد که در فرانسه‌ی امروز این مناقشه سرشتی دینی ندارد. بلکه بیشتر مخالفین هم‌جنس‌گرایی دست‌راستی‌هایی هستند که طرفدار فرهنگ و قالب سنتی فرانسوی هستند و ازدواج هم‌جنس‌گرایان را بیشتر از اینکه غیردینی بدانند، غیرفرانسوی می‌دانند. در چنان همه‌پرسی‌ای راست‌ها با دمیدن در احساسات ملی‌گرایانه و دفاع از میراث فرهنگی و فرانسوی می‌توانند شانس خوبی برای پیروزی داشته باشند.

از مدافعان وطنیِ این طرح، مهدی خلجی‌ست که در تاریخ 24 آوریل 2013 در صفحه‌ی گوگل‌پلاس خود نوشت:

“تصویب قانون حق ازدواج هم‌جنس‌گرایان در فرانسه برای ما ایرانیان درس بزرگی دارد: حقوق بشر را به همه‌پرسی نمی‌گذارند. قانون‌گذار در مواردی که به حقوق بشر پیوند دارد، باید افکار عمومی را نادیده بگیرد. افکار عمومی در بسیاری مسائل اسیر فرهنگ‌ها و سنت‌های ضدبشری است. اگر همین الان در فرانسه حکم اعدام را به همه‌پرسی بگذارند ممکن است درصد بالایی از مردم بدان رأی دهند یا اگر نظر مردم عربستان سعودی را درباره‌ی نابرابری‌های حقوقی میان زن و مرد را در عربستان سعودی بپرسند، اکثریت هوادار آن باشند یا انتخابات برای اجباری شدن حجاب ممکن است رأی درصد باورنکردنی از مردم ایران را در پی داشته باشد. قانون‌گذار در قلمرو حقوق بشر باید پیشرو باشد نه پیرو. جز این، راهی برای خروج از توحش نیست.”

عریان‌ترین شکل تمامیت‌خواهی لیبرالیستی در این نوع دیدگاه ظهور پیدا می‌کند. در این بیانِ آقای خلجی به خوبی افسانه‌ی بنیادینِ سکولاریسم خود را نشان می‌دهد: افسانه‌ی بی‌طرفی (Neutrality) سکولاریسم.
سکولاریسم به معنای جدایی ایمان (Faith) از سیاست و رانده شدنِ ایمان به حریم خصوصی نیست. سکولاریسم تنها جدایی “ایمان با پسوندِ دینی” (ایمانِ مسیحی/اسلامی/یهودی و…) از امر سیاسی‌ست. اصولاً “ایمان” در شکل انتزاعی و خالصش در دنیای خارج وجود ندارد و قابل جدا شدن از سیاست نیست. اگر دین در سیاست دخالت نکند، سایر ایمان‌های غیرِ دینی در سیاست دخالت خواهند کرد.

اندیشمندان سکولارِ غربی و همتایانِ وطنی‌شان مدام بر بی‌طرفی سکولاریسم تاکید دارند و اینکه حتی دینداران هم در دنیای سکولار می‌توانند به دین‌شان وفادار باقی بمانند و زندگی صلح‌آمیزی با دیگران داشته باشند. اما واقعیت این است که صِرفِ حذف دین از سیاست، به معنای رد دکترین دینی و نادرست شمردنِ آن و درست شمردنِ دیگر ایدئولوژی‌های غیردینی‌ست (فاشیسم، سوسیالیسم، لیبرالیسم، فمنیسم و قس علی هذا). همین‌که هم‌جنس‌گرایی در فرانسه با مشتِ آهنینِ دولت و نخبگان و برخلاف نظرِ اکثریت افراد جامعه به تصویب می‌رسد و به همه‌پرسی گذاشته نمی‌شود، نمایان‌گر این است که در فقدانِ حضورِ دین در سیاست، ایمانِ غیردینی/ضددینیِ دیگری خود را به جامعه تحمیل خواهد کرد.

در موردِ اخیر تصویب ازدواج هم‌جنس‌گرایان، این ایمانِ سکولار، حکمِ تحریمِ هم‌جنس‌گرایی در ادیان ابراهیمی‌ را رد می‌کند در حالی که اکثریت جامعه را هم به همراهش ندارد. اما همچنان با حمایت دولت و به قول آقای خلجی برای خروج از آنچه “توحش” می‌خواند، به پیش می‌تازد.

وجودِ فضای “بی‌طرفِ” سکولار تنها یک برساخته‌ی متجددانه است. هرگونه جداییِ دین از سیاست به معنای رد و ضدیت با دین است. منطق عملکردِ این دکترین‌های سکولار هم همیشه دموکراتیک نیست و نخواهد بود. این ضدیت به سادگی می‌تواند صورتی خشن به خود بگیرد و بسته به جغرافیا و زمان می‌تواند ایمانش را به طرق مختلف صلح‌آمیز یا غیر آن پی‌بگیرد: (1) در برخی زمینه‌ها به صورت دموکراتیک، (2) در برخی زمینه‌ها (به قول چامسکی) به ضربِ بازنمایی کژتاب رسانه‌ای و با “توافق مهندسی‌شده” (Manufacturing Consent) و (3) در برخی دیگر از زمینه‌ها، آشکارا، با تمامیت‌خواهی اقتدارگرایانه و دیکتاتوری. اما آنچه آشکار است این است که سکولاریسم هم ایمانی‌ست مثل ایمانِ مسیحی و اسلامی و یهودی و انتخابِ سکولاریسم، به معنای شرحه شرحه کردنِ دین و نفی بسیاری از اصولِ همگانیِ (Public) ادیان است. سکولاریسم، خنثی نیست. بلکه دین را خنثی می‌خواهد.

16 نظر »

  1. سیاست ما عین دیانت ماست!

    چی شده زود به زود آپ می کنید؟چایان نامه تموم شده؟
    ______________
    همین رو باید بپرسید. رساله‌م تموم شده که می‌شینم پای وبلاگ؟!

    نظر توسط نفیسه — 24, آوریل, 2013 @ 10:25 ب.ظ

  2. جالب بود
    در پلاس زدم

    نظر توسط ستاره — 27, آوریل, 2013 @ 12:44 ق.ظ

  3. استفاده کردیم.
    طیب الله انفاسکم!

    نظر توسط نقد فرهنگ — 27, آوریل, 2013 @ 6:00 ب.ظ

  4. احسنتم… اتفاقا اون روزی که مطلب خلجی رو خوندم میخواستم همینو بنویسم! بعد رفتم دیدم مطلبشو پاک کرده!
    ___________
    به نظر میاد که مطلب ایشون هنوز سر جاش هست. پاک نشده!

    نظر توسط هرمس — 5, می, 2013 @ 4:48 ب.ظ

  5. This post could not be found.
    این پیغامی هست که به من میده! احتمالا به خاطر اینه که ایشون آزاد اندیشانه بنده رو بلاک کرده اند! من قبلا زیر پستهاشون یکی دو تا کامنت گذاشته بودم :) سکولاریسم است دیگر…

    نظر توسط هرمس — 6, می, 2013 @ 3:55 ب.ظ

  6. سلام رفیق. ضمن اعلام موافقت با همه ی فرمایشات مبارک. باید عرض کنم، قصه سکولار ها و لیبرال های وطنی با نوع اجنبی اش یک تفاوت اساسی دارد و آن این که ورژن وطنی بر سر همین نخبه گرا یا عوام گرایانه بودند هم نمی ایستند. رجوع به آرا عمومی و یا نظر نخبگان برای سکولاریست های داخلی نوعی بازی و استراتژی است. مهم رسیدن به قدرت است حالا یک وقت می توان با اقناع یا اغفال افکار عمومی به نتیجه رسید یک وقت با تمسک به قوانین حقوق بشر و کذا.
    به عبارت دقیق تر در این جا ما با یک بی صفتی روبروییم.

    نظر توسط محمد نیازی — 12, می, 2013 @ 1:38 ق.ظ

  7. دورکیم می گقت کسترش اقتصاد در حوزه نامقدس اتفاق می افتد واقتصاد در حوزه مقدس نمی تواند رشد کند. اما به قول مرتضی فرهادی سرمایه داری در واقع با گسست و شکاف هرچه بیشتر بین حوزه مقدس و تامقدس(ضدمقدس) در صدد کسترش و باز تولید خود است که نام انرا (خنثی)گذاشته است که این منطقه به اصطلاح خنثی هرچه بیشتر اقتصادی و سود انگارانه و فردگرا را باز تولید کی کند.
    ازمطلب شما فوق العاده استفاده کردیم آقای دکتر

    نظر توسط رضا — 13, می, 2013 @ 4:02 ب.ظ

  8. سلام

    الحمدلله که یخورده پنجره اینجا باز شد..

    اومدم یه چیزی بگم ولی جناب نیازی حرف قشنگی زد..
    ما هم تأیید میکنیم..
    “در این جا ما با یک بی صفتی روبروییم”

    روان شاد باشید نیازی گرامی.

    نظر توسط نیاز — 13, می, 2013 @ 8:24 ب.ظ

  9. سلام آقا سید
    متن اخیرتون رو تو فیسبوک خوندم و تفسیر توانمندی است،
    این اواخر اتفاقی افتاد که باعث شد سری به خواب مفهوم غریبی یزنیم و تلاش کردم برای ورود به مقدمه بحث با مصداق شروع کنم، اگر فرصت کردین یه سر به خواب وبلاگ این حقیر بزنید با تشکر

    نظر توسط محمد پویا قاسمی — 20, می, 2013 @ 6:27 ب.ظ

  10. سایت تخصصی “علوم اجتماعی اسلامی ایرانی” آماده انتشار مطالب گفتمانی شما در رابطه با انتخابات ریاست جمهوری یازدهم است؛ موضوعات پیشنهادی:
    - جریان شناسی و تحلیل گفتمانی افراد حاضر در انتخابات
    - مطالبات علوم انسانی از رئیس جمهور آینده
    - اولویت های فرهنگی اجتماعی در توسعه و پیشرفت کشور
    مطلب شما هم قبلا در خروجی سایت قرار گرفته بود
    http://ejtemaee.ir/1392/02/29709.html

    نظر توسط محمدحسین — 26, می, 2013 @ 12:58 ب.ظ

  11. سلام آقا سید اگر فرصت کردین یه سر به ماه سیاه بزنید

    مخلصات
    ____________
    قربان شما آقا محمد پویای عزیز! حتماً سر می‌زنم.

    نظر توسط محمد پویا قاسمی — 6, ژوئن, 2013 @ 7:57 ب.ظ

  12. اینجا تب انتخابات داغ داغ!
    اونجا چه خبره؟
    ___________
    دل ما هم اونجاست. می‌فرماید: وطن وطن | نظر فکن به من که من… | به هر کجا غریب‌وار که زیر آسمان دیگری غنوده‌ام | همیشه با تو بوده‌ام | وطن وطن!

    نظر توسط نفیسه — 8, ژوئن, 2013 @ 11:54 ق.ظ

  13. آقای هاشمی
    انتخابات تموم شد و ما همچنان در حسرت یک تحلیل ناب انتخاباتی از جانب شما. حتی نتونستیم بفهمیم به کی رای دادین یا اینکه اصلا رای دادین یا و هزاران یا ی دیگر….. بالاخره از فضولی ( معذرت می خوام کنجکاوی) نمی دونستیم چیکار کنیم؟
    _____________
    لطف دارید شما. بله من با هزار دردسر رفتم لندن و رای دادم. اما متاسفانه به دلیل نگارش رساله در ماه‌های پایانی دکترا نمی‌تونم به وبلاگ برسم. از اون بدتر این هست که کلی ایده و سفرنامه و تحلیل به ذهنم می‌رسه اما وقتش نیست. ایشالا به زودی!

    نظر توسط یه علامه ای — 17, ژوئن, 2013 @ 12:29 ق.ظ

  14. سلام آقاي هاشمي. اميدوارم منو بشناسيد . همكلاسي دوران ليسانس . بعضي مواقع به وبلاگتون ميام و از مطالبتون استفاده مي كنم.
    _____________________
    سلام علیکم | البته که شما رو به خاطر دارم‌ | خوشحالم که به اینجا سر می‎زنید! | اگر شما هم وبلاگی راه انداختید، حتماً اطلاع بدید که یادداشت‌هاتون رو دنبال کنم.

    نظر توسط مريم منطقي — 7, جولای, 2013 @ 9:36 ق.ظ

  15. سلام

    عید سعید بر شما مبارک..

    همچنان تحمل می شوید.. صبورانه البته..

    نظر توسط نیاز — 8, آگوست, 2013 @ 6:05 ب.ظ

  16. خوشحالم که اینجا رو پیدا کردم- ممنون

    نظر توسط عاطفه — 4, می, 2014 @ 12:06 ب.ظ

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. | TrackBack URI

نظر بدهيد