17, آوریل, 2013

سمیه دخترِ خیاط و مصعب پسر عمیر

Category: مطالعات اجتماعی و فرهنگی,مناجات,یادداشت های شخصی – Author: سيدمرتضي هاشمي مدني – 7:17 ق.ظ

آن اسلامی که اولین شهیدش یک (1) زنِ (2) سالخورده‌ی (3) برده، باشد؛ یعنی سمیه بنت خیاط. اسلامی‌ست که برای کسی از میانِ آخرین لایه‌های قاعده‌ی هرمِ قدرت در اجتماع، رهایی‌بخش است. آن اسلامی که جمعیت زیادی را در یک شهر جذب کند، اما نه به زور و نه حتی با خطبه و خطابه، که با قرائتِ ساده‌ی قرآن توسط یک (1) مردِ (2) جوانِ (3) پولدارِ نازپرورده که تازه ایمان آورده و هر روز در مسیر ورودیِ مدینه می‌نشیند و از بر قرآن می‌خواند؛ یعنی مصعب بن عمیر. این آن اسلامی‌ست که یک فردِ خوش آتیه (که نفعش در بازتولیدِ نظم موجود و تضمین امنیتش در راسِ هرم قدرت است) را آنچنان منقلب و انقلابی می‌کند، که در جنگ احد می‌جنگد و جان پیامبر را نجات می‌دهد و شهید می‌شود. این آن اسلامی‌ست که سوارِ موجِ بغض‌های طبقاتی موجود در جامعه‌ی نابرابر نمی‌شود که پیامش را برساند. بلکه پیروان را به فراروی از دیدِ طبقاتی و در عین حال چالشِ هرم نابرابر قدرت دعوت می‌کند. با بازتولیدِ بغض به جنگِ نابرابری نمی‌رود. به فراروی از بغض دعوت می‌کند… و این آن اسلامی‌ست که امروز متروک شده.

3 نظر »

  1. خیلی خوب، مختصر و مفید. استفاده کردم.
    ممنون

    نظر توسط فهیمه — 24, آوریل, 2013 @ 10:10 ق.ظ

  2. خیلی زیبا بود
    کاش قدرت اجرای این اسلام رو در خودمون داشته باشیم.

    نظر توسط صادق — 10, سپتامبر, 2013 @ 2:29 ب.ظ

  3. اين همان اسلامي است كه اين روزها محتاج به آنم ….

    نظر توسط ناشناس — 29, اکتبر, 2013 @ 3:37 ب.ظ

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. | TrackBack URI

نظر بدهيد