24, دسامبر, 2008

آفتاب گردان

دسته: آدم ها, فلسفه و عرفان, مناجات – Author: سيدمرتضي هاشمي مدني – 3:08 ق.ظ

دسته گلی تقدیم به آنکه با آفتاب گردان ها عکس یادگاری می گر فت.

 

چمران را به خاطر تخصص فیزیک نمی دانم چی چی اش -از نمی دانم کدام دانشگاه امریکا- دوست ندارم. چمران را برای ترک خانواده و ماندنش برای جهاد دوست ندارم. چمران را برای تاکتیک های بدیع جنگ چریکی اش دوست ندارم. حتی چمران را برای قلم قوی اش دوست ندارم. چمران را برای همان احساس عارفانه ای دوست دارم که باعث همه ی آن بالایی ها بود. چمران را برای دلشکستگی اش دوست دارم و شفافیتش. برای مناجات های به جا مانده دوست دارمش.

ارزش دارد این دل نوشته های انسان ها. دل نوشته ها را دست کم نگیرید. مجاهدی مثل “چمرانِ ما” هم از دل این دید عارفانه بیرون می آید نه اینکه فکر کنید یک دفعه آدم دل می کَنَد و از آن سر امریکا پا می شود و می رود در دل بیروت جنگ زده. مسأله همان “دل” است. هر چه هست از همین دل است و دل نوشته هم برای بازماندگان غنیمت.

 

دسته گلی تقدیم به مردم غزه. کسانی که هر چه می کشند از نامسلمانی ماست. چمران نشدیم که صهیونیست ها اینقدر گستاخ شدند. شدیم ملک عبدالله، شدیم آل نسیان ، شدیم مبارک، مبارکمان باشد!

9 نظر »

  1. هوالمستعان،
    در وجود خود می نگرم ، در اطراف جستجو می کنم .
    در این میان جز قلب سوزان نمی یابم که شعله های آتش از آن زبانه می کشد و گاهی وجودم را روشن می کند و گاه در زیر خاکستر آن مدفون میشوم……
    بنده 2 نفر در زندگی برایم شگفت آور بودند یکی شهید بهشتی و دیگری شهید چمران.
    دقیقا نه به این دلیل که مسلط بر چند زبان و مدتها در خارج از کشور بودند به عنوان یک شخص مذهبی و فلان…
    برای دقیقا شفافیتشان ….
    چمران در دست نوشته هایش بسیار قابل لمس است دقیقا اینگونه ابراز میکند که انسان است با تمامی نواقص اما سعی دارد ، سعی میکند…..حتی گاهی….بماند.

    جدا تبریک گفتن هم دارد…..

    نظر توسط ابن السبیل — 24, دسامبر, 2008 @ 7:28 ب.ظ

  2. و البته نصر که در سنت گرایی محض خود بی عملی را ترویج میکند و شما که سیاست پیشگی برای تغییر وضع موجود را کودکانه در پای علم گرایی بی عمل ضبح میکنید.
    _________________________________
    بشکنه این دست که نمک نداره! همین ده تا پست قبل بود- در پست چگونه فلسفه بخوانیم- که پرسیدید “ببخشید ممکن منبعی راجع به سنت گرایی و دمکراسی معرفی نمایید؟” . اینقدر زود نصر شناس شدید؟! : )

    نظر توسط ضبیح — 25, دسامبر, 2008 @ 1:32 ق.ظ

  3. سلام سید اگه این چند تا کلمه رو از متنی که نوشتی توضیح بدی نه در این مورد خاص ایضا تا اخر عمر بندگی ات رو میکنم /واما کلمه ها احساس عارفانه/دید عارفانه/شفافیت/…..و……/درود برتو ای جامعه شناس برجسته سطی اینده/خیلی مخلصیم/نیازالعلما قزوینی
    ___________________________
    چشم! بندگیت را هم نخواستیم!

    نظر توسط محمد نیازی — 25, دسامبر, 2008 @ 6:46 ب.ظ

  4. سطحی صحیح است سطحی /برای عمقی شدن شما را به ریس بسیج فعلی /محس ن اقابابایی ارجاع میدهم اعماق العلما

    نظر توسط محمد نیازی — 25, دسامبر, 2008 @ 6:51 ب.ظ

  5. آدرس سایت میر حسین kaleme.ir هست نه kaleme.org
    _________________________________________
    در واقع این آدرس درست تر است:
    http://kalemeh.ir/

    نظر توسط ناشناس — 26, دسامبر, 2008 @ 8:34 ق.ظ

  6. شدیم
    - چمران دو نفر!!!!

    نظر توسط بی تن — 26, دسامبر, 2008 @ 1:36 ب.ظ

  7. سلام.
    1-پست بدیعی بود قبلأ از این پستها ازت ندیده بودم. رو شخصیت بسیار جالبی دست گذاشتی. راستی اگه شرایطی مشابه چمران برات پیش بیاد حاضری نظریه پردازی جامعه شناسانه مبتنی بر سنت گرایی رو رها کنی مثلأ بری لبنان یا غزه تو خط مقدم؟
    2- خدمت جناب ضبیح نصرشناس! فکر کنم اسم درستتون باید ذبیح باشه کلمه درست هم ذبح!
    _______________________
    1. حالا کی گفته ما مبتنی بر سنت گرایی ،نظریه پردازی جامعه شناسانه می کنیم؟!
    2. خدا می داند در روز امتحان چه کسی مرد میدان است. مگر به ادعا است!

    نظر توسط علیرضا — 26, دسامبر, 2008 @ 6:42 ب.ظ

  8. آنهایی که جام می را به سلامتی یکدیگر در نیویورک به هم میزنند خواب اینچنینی نیز دیده بودند و ما از آن بی خبر بودیم. من از اسرائیلیان انتظار انسانیت نیست اما ما مسلمانان را چه شده که در بیداری خود را به خواب شیرین سپرده ایم؟

    نظر توسط پامج — 28, دسامبر, 2008 @ 12:53 ب.ظ

  9. [...] به یاد آخرین پست قبل از یک سالگی این وب سایت می افتم. کاش من هم می [...]

    پینگ توسط کلمه » شمعی در آخرین کلاس دورۀ کارشناسی ارشد - — 30, دسامبر, 2008 @ 8:39 ق.ظ

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. | TrackBack URI

نظر بدهيد